در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نگرش Attitude
كلمات كليدي  :  نگرش، طرزتلقي، عناصر نگرش، ويژگي هاي نگرش، اهميت نگرش، عوامل شكل-گيري نگرش
معادل واژه Attitude در فارسي، نگرش، ایستار، طرز رفتار، طرز تلقّى، پنداشت، طرز تفکر بر اساس مفروضات پیشین و مانند آن­ها ترجمه شده است.[1]
در اصطلاح، تعاريف بسياري در مديريت و روان­شناسي از نگرش شده است كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي­شود:
 نگرش يا طرز تلقي عبارت از آمادگي براي واكنش ويژه نسبت به يك فرد، شيء، فكر يا وضعيت است.[2]
نگرش مجموعه­ای از اعتقادات، عواطف و نیات رفتاری نسبت به یک شیء، شخص یا واقعه است. به عبارتی تمایل نسبتاً پایدار به شخصی، چیزی یا رویدادی است که در احساس و رفتار نمایان می­شود.[3]
نگرش ارزیابی یا برآوردی است که به صورت مطلوب یا نامطلوب درباره شی یا فرد یا رویدادی صورت می­گیرد. نگرش بازتابی از شیوه احساس فرد نسبت به یک چیز یا یک فرد است. مثلا هنگامی که می­گوییم «کارم را دوست دارم» نگرش خود را درباره کار ابراز می­نماییم.[4]
به حالتى ذهنى یا عصبى حاکى از تمایل، که از طریق تجربه سازمان­یافته و بر پاسخ­هاى فرد به تمامى موضوعات و موقعیت­هایى که با آن در ارتباط است، تأثیرى جهت­دار یا پویا دارد، نگرش گفته مي­شود.[5]
نگرش نشان­دهنده‏ی اثر شناختی و عاطفی به جای تجربه‏ی شخصی از شی­ء یا موضوع اجتماعی مورد نگرش و یک تمایل به پاسخ در برابر آن شی‏ء است. نگرش در این معنی یک «مکانیسم پنهانی» است که رفتار را هدایت می‏کند.[6] نگرش نظري است كه درباره افراد، چيزها يا رويدادها ابراز مي­گردد. و منعكس­كننده نوع احساس فرد درباره آن است.[7]
نگرش­ها، با توجه به تعاریف مزبور، در زمینه­سازى و شکل­دهى به رفتارها، ایجاد انگیزش­ها، ارضاى نیازها و جهت­دهى به گرایش­ها تأثیرى جدّى دارند. به همین دلیل، مطالعه آن­ها بخش عمده­اى از روان­شناسى اجتماعى را به خود اختصاص داده است.[8] هیچ مفهوم مجرّدى نتوانسته است همچون مفهوم «نگرش»، موقعیت عمده­اى در روان شناسى اجتماعى کسب کند.[9]
 
اهمیت شناخت نگرش
در ذیل، به برخى کارکردها و آثار مترتب بر شناخت نگرش­ها اشاره مى­شود:
1ـ امکان پیش­بینى رفتار: آگاهى از نگرش­ها تا حد زیادى فرد را قادر به پیش بینى رفتارها مى­سازد. البته روشن است که رفتارها از عوامل متعددى ناشى شده و شرایط و موقعیت­هاى گوناگونى در شکل گیرى و تعدد آنها مؤثر است. اما همه این عوامل و شرایط، رفتار را در بسترهایى همساز با نگرش­ها جهت مى­دهند و با مرور زمان و استمرار عمل برخى از تعارضات بدوى نیز، که معمولا میان این دو واقع مى­شود، جاى خود را به سازگارى و التیام مى­دهند، اگرچه بعيد نيست که در برخى افراد یا گروه­ها بر اساس بعضى رفتارها و تحت شرایط و اوضاع و احوال خاص فرهنگى ـ اجتماعى، این تعارض میان رفتار و نگرش­شان به صورت ریشه­اى همواره باقى بماند. در حقیقت، امکان پیش بینى درست رفتار بر اساس نگرش، به میزان همسازى میان این دو بستگى دارد. به عنوان مثال، در جایى که میان باورها (عناصر شناختى) و نگرش­ها (عناصر هیجانى) ناهمسازى وجود داشته باشد، از نگرش نمى­توان به عنوان یک مبناى مطمئن در پیش­بینى رفتار استفاده کرد. به اعتقاد برخى، بسیارى از عواملى که پیش­بینى رفتار را از روى نگرش­ها امکان­پذیر مى­سازند در یک چارچوب نظرى در هم بافته شده­اند و پیش­بینى تنها با درک آن مجموعه امکان­پذیر خواهد بود.
قابل ذکر است که نگرش­ها نیز همچون پاسخ­هاى مربوط به محرّک­هاى رفتارى باید ارضا کننده باشند و به پاسخ­هایى منجر شوند که به طور مستقیم، در شخص ایجاد خرسندى مى­کنند. در هر صورت، اگرچه رابطه میان برخى نگرش­ها با نظام احتیاجات فرد، گروه یا جامعه دقیقاً مشخص نیست، اما مى­توان ارتباطى هر چند مبهم یا با واسطه میان آنها پیدا کرد. صاحب‌نظران، مطالعه نگرش را برای درک رفتار اجتماعی، حیاتی می‌دانند. بخشی از این اهمیت، بر این فرض استوار است که نگرش‌ها تعیین‌کننده رفتارها هستند و این فرض به‌طور ضمنی دلالت بر این امر دارد که با تغییر دادن نگرش‌های افراد می‌توانیم رفتار آنان را پیش‌بینی کنیم یا بر رفتار آنان کنترل داشته باشیم.[10]البته باید مدنظر داشته باشیم که برای تغییر رفتار، باید به تغییر نگرش آنها پرداخت. تحقیقات فراتحلیل اخیر نشان می­دهند که یک میزان بالای تغییر در نگرش، گاهی منجر به میزان پایینی تغییر در رفتار می­شود.[11]
البته رابينز معتقد است كه اگرچه در گذشته چنين مي­پنداشتند كه نگرش و رفتار رابطه عالي با هم دارند يعني نگرش فرد تعيين كننده كارهايي است كه انجام مي­دهد. اما در سالهاي اخير اين رابطه كه به اسم A-B ناميده مي­شود چنين بيان مي­كند كه بين اين دو رابطه­اي وجود نداشته يا در صورت وجود بسيار كم اهميت هست. چون فشارهاي اجتماعي افراد را وادار مي­كند بگونه­اي مغاير با نگرش خود رفتار كند.[12]
 
2ـ شناخت شخصیت افراد: از جمله امورى که در توصیف و تشریح شخصیت فرد دخالت تام دارد نگرش­ها مى­باشند. اهمیت نگرش­ها، که خود ناشى از به کار بردن نظام ارزش­هاى فرد هستند، اگر بیش­تر از نظام ارزش­هاى مولّد خود نباشد، دست کم، به اندازه آن در شناخت فرد مؤثر است.
3ـ نقش آن در تشخیص پیش داورى­ها: نگرش­ها به تدریج، نوعى تجلّى کلى غیر قابل فهمى در روش و سیاق زندگى اجتماعى ایجاد مى­کنند و با کمک ارزش­ها و هنجارهاى گروه خودى، به ارزیابى دیگران مى­پردازند. از همین زمان است که بعضى از نگرش­هاى پیچیده و مبهم و از نظر منطقى توجیه­ناپذیر پدیدار مى­شوند و منبع تغذیه پیش داورى­هاى طبقاتى و گروهى مى­گردند.[13]
4ـ نقش آن در داورى­هاى علمى: گولدنر تأثیر پیش فرض­هاى ذهنى را (که در معناى کلى، نگرش را نیز شامل مى­شوند) در قبول برخى نظریات علمى و ردّ نظریات دیگر این چنین ارزیابى مى­کند: «نظریه­اى که با پیش­فرض­هاى ذهنى بررسى کننده نزدیک باشد و جایى در تجربیات شخصى او داشته باشد از نظر روانى، آسان­تر پذیرفته مى­شود. علت پذیرش آن، این است که چنین فرضیاتى بخشى از فرضیات کلى ذهن بررسى­کننده را مى­سازند که او مستقیماً و به­وضوح، با آن­ها مواجه نبوده است؛ زیرا در دورنماى ذهن او جاى داشته­اند، اما اکنون صریحاً به شکل یک نظریه ارائه مى­گردد و یا به علت وجود تشابه ذهنى و یا تأیید و تکمیل فرضیات ذهنى خود شخص، به آسانى مورد پذیرش قرار مى­گیرد.[14]
 
شناخت نگرش و كاربرد آن در مدیریت
برای درک رفتار فرد در سازمان و پیش­بینی رفتار آن شناخت نگرش کارکنان بسیار مهم است. مدیران از آن جهت به نوع نگرش کارکنان توجه می­کنندکه نگرش بر رفتار فرد اثر می­گذارد؛ برای مثال کارگر یا کارمندی که از شغل خود راضی است کمتر غیبت می­کند و میزان جابجایی او با کارمند ناراضی کمتر است؛ اگر فرض کنیم که مدیر بخواهد میزان غیبت را پایین بیاورد، به ویژه نمی­خواهد کارگران پربازده و مولد، سازمان را ترک کنند، باید به گونه­ای عمل کند که فرد نگرشی مثبت به شغل خود پیدا کند. مساله مهم این است که نگرش قابل کنترل است و مدیران می­توانند کارکنان را به اموری مشغول کنند که به­صورت ظاهر با نوع نگرش آن­ها سازگار است.[15]
مدیریت برای طرزتلقی­های کارکنان اهمیت قابل ملاحظه­ای قائل است. طرز تلقی­های کارکنان با رفتارهایی که برای سازمان از حساسیت برخوردار هستند، در ارتباط است. به­طور کلی کارکنان دارای مجموعه­ای از طرزتلقی­های باثبات و قابل شناسایی نسبت به محیط کار خود هستند که بعضی از آن­ها عبارت­اند از: پرداخت­ها، شرایط محیط کار، شرح وظایف شغل و....[16]
یک شخص می­تواند هزاران نگرش داشته باشد، ولی در رفتار سازمانی بر تعداد محدودی از نگرش­ها درباره شغل توجه میشود که عبارتند از: رضایت شغلی، کار را معرف خود دانستن (یعنی درجه یا میزانی که شخص کار یا شغل خود را می­شناسد و به صورتی فعال در آن مشارکت دارد)، تعهد سازمانی (شاخصی است از وفاداری فرد نسبت به سازمان).[17]
 
انواع نگرش
 افراد ممکن است نگرش‌هاي فراواني داشته باشند اما در دانش رفتار سازماني به برخي از نگرش‌ها توجه خواهد شد:
رضايت شغلي: نگرش کلي فرد درباره شغلش را رضايت شغلي گويند. کسي که سطح بالايي از رضايت شغلي را داشته باشد داراي نگرش مثبت است.(و برعکس(
وابستگي شغلي: وابستگي شغلي هر فرد، به درجه يا ميزاني اطلاق مي شود که شخص شغلش را معرف خود، و کار يا عملکردش را موجب سربلندي و کسب حيثيت واعتبارش مي‌داند.
 تعهد سازماني: تعهد سازمانی حالتي است که فرد هدف هاي سازمان را معرف و هويت خود مي داند و آرزو مي کند که در عضويت آن سازمان بماند.[18]
 
ویژگى­هاى نگرش
ویژگى­هاى نگرش عبارتند از:
1)      موضوع: هر آنچه که در میدان جهان­شناختى فرد قرار داشته باشد موضوع نگرش را تشکیل مى­دهد؛ مانند: نگرش نسبت به اشیا، افراد، گروه­ها، سازمان­ها، وقایع سیاسى، مسائل اقتصادى، موضوعات هنرى، امور فلسفى، خدا، جهان دیگر و مانند آن­ها. نگرش­هاى ما به افراد دیگر، احتمالاً مهم­ترین نگرش­هاى ما هستند.
2)      جهت­گیرى: منظور از جهت­گیرى، موافقت یا مخالفت فرد با موضوع نگرش است.
3)      شدت (والانس): منظور از والانس، درجه موافقت یا مخالفت نسبت به موضوع نگرش است. جزءِ شناختى نگرش ممکن است با موضوع کاملا موافق باشد و آن را خیر مطلق بداند یا کاملا مخالف باشد و آن را شرّ مطلق بداند. جزءِ احساسى یا هیجانى نگرش نیز ممکن است به صورت محبت نامشروط یا تنفّر محض (عقده) در برخورد با موضوع ظاهر شود؛ جزءِ آمادگى نگرش هم ممکن است در برخورد با موضوع به صورت حمایتى کامل و یا مخالفت جدّى نشان داده شود.
4)      نوع ترکیب: اجزاى سازنده نظام سه بخشى نگرش ممکن است سطحى، ساده و یا عمقى و پیچیده باشند. کودکان در بُعد ادراکى، محدود و در نتیجه، زود باورند، ولى شناخت بزرگسالان گسترده و خودشان دیر­باورند. شرکت در انتخابات براى یک فرد، ممکن است تنها به دادن رأى خلاصه شود، ولى در فرد دیگر با تبلیغات گسترده براى پیروزى کاندیداى مورد نظر همراه باشد.
5)      هماهنگى: نگرش­ها گاهى هماهنگ و زمانى ناهماهنگ­اند؛ ممکن است کسى اعمال قدرت دولت را براى سرکوب مخالفان سیاسى تأیید کند، ولى با قاطعیت دولت در عرصه اقتصادى موافق نباشد. همین فرد ممکن است نگرش­هاى هماهنگى نسبت به چند موضوع دیگر داشته باشد.[19]
 
عوامل شکل­دهنده نگرش
نگرش در خلأ شكل نمي­گيرد بلکه در شکل گیری نگرش عوامل زیادی دخیل هستند.[20] افراد با خصايص مشخص به دنيا مي­آيند و اين خصايص بر نگرش آن­ها اثر مي­گذارد. اما بسياري از عوامل ديگر هست که نقش بزرگتري در زندگي افراد و شكل­گيري نگرش آنها ايفا مي­کند.
اين عوامل که در دوره­هاي مختلف سني بر افراد اثر مي­گذارد عبارتند­از:
باورها: سيستم باور آدمي، تصوير ذهني محيط مرتبط اوست كه با روابط علي و معلولي احتمالي تكميل مي­گردد. هنگامي فرد نسبت به انجام رفتاري نگرش مثبت خواهد داشت كه بداند (باور داشته باشد) رفتارش با نتايج مثبت قرين است.[21]
تجربيات: در موارد بسياري، نگرشها حاصل تجربه مستقيم فرد با موضوع يا شيء نگرش است. اين شكل­گيري ممكن است حاصل مشاهده يك رويداد منفي يا مثبت باشد. در اين صورت ممكن است نگرش­هاي منفي يا مثبت در انسان شكل گيرد.[22]
شخصيت: هر نوع شخصيت با مجموعه خاصي از نگرش­ها همراه است. به طور كلي افرادي با خلق و خوي معين صاحب نگرش­هاي خاص منطبق با آن خلق و خو مي­شوند.[23] نگرش­هاي هر فرد منعكس كننده شخصيت او هستند. معمولاً شخصيت­هاي خاصي داراي نگرش­هاي خاصي هم هستند. به عنوان مثال شخصيت اقتدار­طلب كه با ويژگي­هاي چون جمود فكري، تعصب افراطي، عدم گذشت، و... همراه است، نگرش­هاي مشخصي را به ظهور مي­رساند.[24]
محيط: محيط مي­تواند با فراهم نمودن عوامل زير در شكل­گيري نگرش افراد، تأثيرگذار باشد:
الف. الگو و سرمشق: يكي از عواملي كه مي­تواند در نگرش افراد مؤثر باشد، الگوي يادگيري اجتماعي و سرمشق قرار دادن است؛ مثلاً، در خانواده، فرزندان، بسياري از نگرشهاي خود را با مشاهده نگرش­ها و به ويژه مشاهده رفتارهاي نگرشي خاص والدين شكل دهند. اين فرايند حتي هنگامي هم كه والدين در آموزش نگرش خاصي به فرزندان خود تعمدي ندارند، وارد عمل مي­شود. در بسياري از موارد، كودكان مي­شنوند كه والدين آنها نسبت به شخص خاص، شيء، يا موضوع خاص، نظر به خصوصي ابراز مي­كنند، و همين آگاهي از نگرش­هاي والدين سبب شكل­گيري همان نگرش­ها در آنان مي­شود. البته علاوه والدين افراد ديگر نيز در خانواده و اجتماع مي­توانند الگو و سرمشق قرار گيرند.
ب. تأمين نيازهاي فرد: در جريان فعاليت­هاي فرد براي رفع نياز خود، موانع و مشكلاتي بر سر راه قرار مي­گيرند كه نگرش­هاي ويژه­اي را در او به وجود مي­آورند. نسبت به اشياء، عوامل، وسايل و اشخاصي كه نيازهاي او را برآورده مي­كنند و وي را به هدف­هايش مي­رسانند، نگرش­هاي موافق و مثبت، و نسبت به موانعي كه سد راه رسيدن او به هدف­هايش مي­شوند، نگرش­هاي منفي پيدا مي­كند.[25]
تعلق گروهي: نياز تعلق به گروه يكي از نيازهاي مهم انسان است و همبستگي شخص با گروه در ايجاد نگرش­هاي او تأثير حتمي دارد.[26]
تصور از خود: ما معمولاً در ارتباط مستقيم با تصوري که از خودمان داريم عمل مي­کنيم. هيچ کاري دشوارتر از اين نيست که بدون تغيير دادن احساسات دروني­مان، اعمال بيروني­مان را تغيير دهيم.[27]
ظاهر جسماني: ظاهر ما نقش مهمي در ايجاد نگرش­مان دارد.فشاري باور نكردني روي مردم وجود دارد تا ظاهر خوبي داشته باشند.[28]
ازدواج، خانواده و امنيت شغلي: پس از ازدواج زوجين مي توانند بر روي نگرش هم تاثيرات عميقي داشته باشند.[29]
همه عوامل فوق آميزه نگرش را تشكيل مي­دهند.[30]
برخی هم اعتقاد دارند چهار شرط عمده براى پیدایش یک نگرش نیاز می­باشد که عبارت است از:
اولین شرط، تراکم تجربه است که عبارت است از سر و کار داشتن با موضوعى و یا گروهى از اشخاص و تجربیات نزدیک یا مشابه است. دومین شرط مبتنى بر تمایز گذاشتن آن است؛ یعنى، در تجربیات جدیدى که به دست مى­آیند، نگرش مشخصى از نگرش­هاى نزدیک به آن متمایز مى­سازد. سومین شرط بر پایه یک ضربه عاطفى یا یک تجربه دراماتیک قرار دارد که شخص یا موضوعى در آن دخیل است. اما آن چیزى که بر شرط چهارمین استوار است و احتمالا اهمیت بیشترى هم دارد این است که باید در اینجا، شمار زیادى از نگرش­هاى پذیرفته­شده از طریق تقلید از والدین، دوستان، استادان و غیره را مشخص ساخت.[31]
 
عناصر نگرش
نگرش­ها داراي سه بعد شناختي، عاطفي و رفتاري بدین شرح می­باشند:
1.      بخش شناختي آن عبارت از باورها و ارزش­ها و اطلاعات درباره هدف شناخته شده به وسيله فرد است.
2.      بخش عاطفي آن شامل احساس­ها و عواطف درباره هدف، فرد، فكر، رخداد يا شيء است.
3.      بخش رفتاري آن از نگرش سرچشمه مي­گيرد و به نيت «رفتار به صورت معين» بر مي­گردد.
اين اجزاء جداي از يكديگر نيستند.[32]
 جِرد () هم معتقد است عناصر تشکیل­دهنده نگرش از همين سه عنصر مي­باشد اما با اين بيان:
1.      مولفه­های شناختی عبارت است ­از آگاهی، فهم و دانش نسبت به وجود محصول.
2.      مولفه­های عاطفی عبارت ­است ­از ارزیابی، دوست داشتن و ترجیح دادن یک محصول بر محصول دیگر.
3.      مولفه­های رفتاری عبارت­ است ­از گرایش، میل، قصد خرید و آزمایش کردن یک محصول.[33]


[1]. آذربايجاني، مسعود و دیگران؛ روانشناسي اجتماعي بانگرش به منابع اسلامی، تهران، انتشارات سمت،1382، ص136.
[2]. رضاییان، علی؛ مدیریت رفتار سازمانی، تهران، انتشارات سمت، 1379، ص 202.
[3]. قلی پور، آرین؛ مدیریت رفتار سازمانی، تهران، انتشارات سمت، 1386، ص108.
[4]. رابینز، استیفن؛ مبانی رفتار سازمانی، ترجمه علی‏ پارسائیان و محمد اعرابی، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1376، ص40.
[5]. اتو کلاین، برگ؛ روان شناسى اجتماعى، ترجمه على محمد کاردان، تهران، نشر اندیشه، 1368، چاپ هشتم،  ج 2، ص 538.
[6]. کریمی، یوسف؛ نگرش و تغییر نگرش، تهران، انتشارات نشر ارسباران، 1377، چاپ چهارم،  ص162.
[7]. رابینز، استیفن؛ پيشين، ص280.
[8]. آذربايجاني،مسعود؛ پيشين، ص137.
[9]. مارک روش بلاو و ادیل نیون؛ روان شناسى اجتماعى، ترجمه سید محمد دادگران، مروارید، تهران، چاپ دوم،  ص 119.
[10]. خواجه سروي، غلامرضا و اسدي، عليرضا؛ نقش روحانيت و روشنفكران ديني در تغيير نگرش عمومي مردم ايران به نهضت حسيني در جريان انقلاب اسلامي، فصلنامه علمي ـ پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامي، زمستان 1387، سال چهارم، شماره 15، ص12.
[11]. Arbuthnott, Katherine D (2009); “Education for sustainable development beyond attitude change”; International Journal of Sustainability in Higher Education; Vol 10; No 2; pp 154-153.
[12]. رابینز، استیفن،پيشين، ص51.
[13]. شرف الدین، سیدحسین؛ نگرش،  ماهنامه معرفت ویژه نامه علوم سیاسی و جامعه شناسی، تابستان ۱۳77،سال هفتم،  شماره 25، ص86.
[14]. الوین گولدنر؛ بحران جامعه شناسى غرب، ترجمه فریده ممتاز، شرکت سهامى انتشار، تهران، چاپ دوم، ص 48.
[15]. همان، ص69.
[16]. گریفتن، مورهد؛ رفتار سازمانی، ترجمه سید مهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، تهران، انتشارات مروارید،1385، چاپ دوم،  ص78.
[17]. همان، ص46.
[18] . رابینز، استیفن،پيشين، ص42.
[19]. على اکبر مهرآرا؛ زمینه روان شناسى اجتماعى، تهران، انتشارات مهرداد، 1373، چاپ اول،  ص 234-236.
[20]. سیدجوادیين، سیدرضا؛ مدیریت رفتار سازمانی، تهران، انتشارات نگاه دانش، 1383، ص90.
[21]. رضاییان، علی؛ پيشين، ص204.
[22]. کریمی، یوسف؛ پيشين، ص30.
[23]. مكسول، جان سي؛ اصول نگرش آنچه هر رهبري بايد بداند، ترجمه سيمين موحد، تهران، انتشارات پیکان، 1385، ص30.
[25]. کریمی، یوسف؛ پيشين، ص36-41.
[26]. همان.
[27]. مكسول، جان سي؛ پيشين، ص30.
[28]. همان
[29]. همان
[30]. همان.
[31]. مارک روش بلاو و ادیل نیون؛ پیشین، ص 125.
[32]. رضاییان، علی؛ پيشين، ص202.
[33]. بُهنر، جِرد و وانِک، میکائیل؛ نگرش­ها و تغییر آن­ها؛ ترجمه علی مهداد، تهران، انتشارت جنگل، 1384، ص17.

 


 
 
 
1397/08/23
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas