در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  جهاني سازي؛ تجاري سازي فرهنگي يا تنوع فرهنگي؟ (مطالعه موردي WTO و يونسكو)
تاریخ  :  1389/02/20
كلمات كليدي  :  جهاني شدن، جهاني سازي، فرهنگ، منطقه گرايي، تنوع فرهنگي، استثناي فرهنگي، هويت ملي، يونسكو، WTO، ادوار تجاري، گات، اصل كاملةالوداد
نوع مقاله : پژوهشي
موضوع مقاله : ارتباطات
نویسنده :  كريم خانمحمدي
مقدمه
جهانی شدن (Globalization) به‌مفهوم گیدنزی آن، «تشدید روابط اجتماعی جهانی»، از دهه 1970 تحقق یافته و در این مقاله مفروض است. اما آنچه مورد بحث و مورد مناقشه قرار می‌گیرد، "جهانی‌سازی" ((Globalizoing به‌عنوان یك پروژه (As a Progect) است؛ كه از سوی برخی قدرتمندان دنبال گردیده و شامل ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. گیدنز معتقد است؛ روند جهانی شدن یك فرایند تك‌خطی نیست؛ بلكه یك روند دیالكتیكی است؛ كه همزمان با پیدایش "نظام‌های انتزاعی"، ملی‌گرایی، منطقه‌گرایی و تنوع فرهنگی نیز تقویت می‌شود. (گیدنز، 1377، 85-75)
اگر بخواهیم تلاش‌های صورت گرفته در راستای "یكسان‌سازی فرهنگی" و "دفاع از تنوع فرهنگی" را با یك چشم‌انداز جهانی در سه دهه اخیر مطالعه کنیم، می‌توانیم در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای، ملّی و حتی افراد حقیقی و حقوقی به كدها و مفاهیمی اشاره نماییم، كه می‌توانند همچون سرنخ، ما را به محتوای مباحثات، رهنمون ساخته و به یك جمع‌بندی برسانند.
·          در سطح مفهومی، می‌توان "جامعه اطلاعاتی" (Infprmation Socitty) را در برابر جامعه معرفتی (Knowledge Socitty) قرار داد؛ كه در مفهوم اول، به‌عنوان نماد "جهانی‌سازی فرهنگی"، غلبه تولید و پردازش اطلاعات بر تولیدات صنعتی و كشاورزی مورد تأكید است. (شكرخواه، 1384، 20) اما در "جامعه معرفتی"، به‌عنوان ترجمان "تنوع فرهنگی"، تلاش می‌شود، ضمن تأكید بر "آزادی جریان اطلاعات"، به برابری نیز توجه ‌شود. به تعبیر معتمدنژاد، در جامعه معرفتی، بین آزادی و برابری، تعادل برقرار می‌گردد. برخلاف جوامع سوسیالیستی كه به برابری توجه داشته و آزادی را فدای آن می‌كرد و برخلاف جوامع غربی كه برابری را فدای آزادی می‌كرد، می‌توان توأمان به هر دو توجه داشت. (شكرخواه، همان، 23)
·          در سطح ملّی می‌توان به تلاش‌ آمریكا در راستای حاكمیت جهانی و مخالفت یك‌جانبه وی در مذاكرات یونسكو و در نهایت، خروج از این سازمان اشاره كرد. دفاع اكثر ملت‌ها از هویت ملی و زبانی خویش –به‌عنوان نمونه، ممنوعیت به‌كارگیری زبان غیر فرانسوی در فرانسه–، در این سطح قابل تحلیل است.
·          در سطح منطقه‌ای می‌توان به تلاش‌های آمریكا، اروپا از یك سوی و تلاش كشورهای جهان سوم، منطقه آسیا و آفریقا از سوی دیگر اشاره كرد. گاهی اروپا با آمریكا متحد می‌گردد؛ اما در سال‌های اخیر، بر هویت متمایز تأكید می‌شود.
·          در سطح سازمان‌های بین‌المللی "سازمان جهانی تجارت" و "یونسكو" (سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد) را می‌توان نماینده دو جریان دانست؛ اولی با تلاش در راستای تجاری‌سازی فرهنگ با ایده اصل "كاملةالوداد" و اصل "رفتار ملی" از یكسان‌سازی دفاع می‌كند؛ در حالیكه یونسكو با ایده "استثنای فرهنگی" از تنوع فرهنگی حمایت می‌كند.
هرچند در خلال مباحث، به همه سطوح اشاره خواهد شد، اما تأکید این گفتار بر سطح بین‌المللی است.
 
الف) سازمان تجارت جهانی و سیاست همگون‌سازی
سازمان تجارت جهانی (WTO: Word Trade Organization) كه محل آن در ژنو (سوئیس) واقع است، در اول ثانویه 1995، طی مذاكرات دوره‌ای اروگوئه (94-1986)، تشكیل شد و هم اكنون 146 كشور عضو داشته و با بودجه 155 میلیون فرانك سوئیس بر قراردادهای تجاری جهان و نیز سیاست‌های ملّی تجاری نظارت می‌كند. 
سازمان تجارت جهانی در راستای جهانی‌سازی اقتصادی، سیاست‌های خصوصی‌سازی را در همه زمینه‌ها و برای همه كشورها توصیه می‌نماید. به‌عنوان نمونه، در نتیجه سیاست خصوصی‌سازی ارتباطات دور و شیوه‌های كالایی‌سازی این ارتباطات و اقدام یك‌جانبه آمریكا به رها كردن "نظام محاسباتی بین‌المللی نرخ‌های ارتباطات دور"، كشورهای در حال توسعه در اجرای برنامه‌های ارتباطی خود، با محدودیت‌های جدید روبرو شده‌اند.
«با اجرای نظام محاسباتی مذكور، مبالغ ناشی از بهای مكالمات تلفنی بین‌المللی كشورها، به‌طور مساوی (50 درصد-50 درصد) بین‌ سازمان‌ها و شركت‌های مخابراتی كشور مبداء پیام‌های تلفنی و سازمان‌ها و شركت‌های مخابراتی كشور مقصد این پیام‌ها، تقسیم می‌شدند و چون در عمل، تعداد تلفن‌های كشورهای توسعه‌یافته به كشورهای در حال توسعه، از تعداد تلفن‌های متقابل كشورهای اخیر بیشتر بود، سهم پنجاه درصد متعلق به كشورهای در حال توسعه برای آنها نوعی كمك مالی تأمین می‌كرد .... از اوایل دهه 1990، به‌سبب پیشبرد سیاست‌های جهانی، ایالات متحده آمریكا برای حمایت از روند خصوصی‌سازی ارتباطات دور، در تمام كشورهای جهان و تصمیمات جدید "صندوق بین‌المللی پول" و "بانك جهانی"، برای مشروط ساختن كمك‌های مالی مورد تقاضای كشورهای در حال توسعه، به تجدید ساختار دولتی و خصوصی‌سازی ارتباطات دور این كشورها، محدودیت‌های اقتصادی كشورهای جنوب افزایش یافتند». (معتمدنژاد، 1384، 44)
در گفتمان حاكم بر تجارت جهانی، "نظام تجاری چندجانبه"، حاكم است؛ كه مشتمل بر اصولی همچون "اصل رفتار دولت كاملةالوداد" و "اصل رفتار ملی" است. براساس اصل اول، كشورها نمی‌توانند میان طرف‌های تجاری‌شان تبعیض قائل شوند. در صورت اعطای مساعدت خاص به یك كشور (مانند نرخ عوارض پائین‌تر به یك محصول)، باید همان را به سایر اعضاء نیز اعطاء نمایند. براساس اصل دوم، رفتار دولت باید با خارجیان و افراد محلّی یكسان باشد؛ بنابراین وقتی كالاهای خارجی وارد بازار داخلی می‌شوند، با كالاهای وارداتی (چه فرهنگی، چه غیر فرهنگی) و تولید داخلی، باید به‌طور یكسان رفتار شود. (میرجلیلی؛ 1386)
بنابراین، با توجه به اصول حاكم بر تجارت بین‌المللی، دولت‌ها نمی‌توانند بر ورود كالاهای فرهنگی كه به‌خاطر عدم توازن، فرهنگ‌های بومی را به خطر می‌اندازد، كنترل اعمال نمایند؛ زیرا دولت‌های ملتزم به قواعد تجارت جهانی، نمی‌توانند با حمایت از تولیدات داخلی فرهنگی و بستن تعرفه بیشتر به كالاهای خارجی، اعمال نظارت نمایند.
آدكیونل در نقد "تجاری‌سازی فرهنگ" كه به سركردگی "سازمان تجارت جهانی"، "بانك جهانی" و "صندوق بین‌المللی پول" به اجرا در می‌آید، معتقد است، این سازمان‌ها از كشورهای در حال توسعه می‌خواهند كه سیاست‌های اقتصادی خود را با "نظریه تجارت آزاد" منطبق كنند. هم‌اكنون، بسیاری از كشورهای در حال توسعه در راستای این سیاست، اقدام به واگذاری شركت‌های دولتی به بخش خصوصی كرده‌اند. به‌طوری كه در حال حاضر حمل و نقل، آموزش و پرورش، بهداشت و سایر خدمات عمومی، به‌جای آنكه تأمین‌كننده منافع اقشار گسترده جامعه باشند، در خدمت سودافزایی تعداد اندكی سهامدار قرار گرفته‌اند. سود حاصل از فروش دارایی‌های عمومی، غالباً به جیب سیاستمداران، سرمایه‌داران و شركت‌های چند ملیّتی می‌رود؛ كه در نهایت، به كشورهای مبداء باز می‌گردد.
اكثر كشورهای در حال توسعه، كه مجری "نظریه تجارت آزاد" هستند، از ناحیه فرهنگی دچار آسیب شده و زیان دیده‌اند؛ زیرا طبق فلسفه "تجارت آزاد جهانی"، تمام حمایت‌های دولتی از شركت‌ها و صنایع داخلی باید برچیده شود. از این پس، صنایع فرهنگی تولیدكننده محصولاتی نظیر فیلم، برنامه‌های تلویزیونی، كتاب و موسیقی، نمی‌توانند از نظارت‌های حمایتی برای رقابت‌های بین‌المللی برخوردار شوند و دولت‌ها هم نمی‌توانند به این صنایع، یارانه اختصاص دهند، تا در بازار جهانی قدرت رقابت داشته باشند.
بنابراین، تأثیر جهانی شدن بر جبهه فرهنگی، به این معناست كه صنایع ثروتمند و پر درآمد فیلم‌سازی و برنامه‌های تلویزیونی كشورهای غربی، بدون هیچ‌گونه قید‌ و بندی، به بازارهای داخلی سایر كشورها، دسترسی نامحدود خواهند داشت و صنایع فرهنگی داخلی، بدون حمایت دولتی، توان رقابت با آن‌ها را نخواهد داشت. برای كشورهای در حال توسعه، واردات محصولات فرهنگی خارجی در مقایسه با تولیدات داخلی، ارزان‌تر تمام می‌شود. بدین ترتیب، سلطه محصولات فرهنگی خارجی، كه حامل زیبایی‌شناسی، جهان‌بینی، ارزش‌های اخلاقی و اندیشه‌های كشور تولیدكننده است –به‌واسطه توافق‌نامه‌های تجارت آزاد–، بیشتر می‌شود. (آدكیونل، 1378، اینترنت)
 
انتقادات وارده بر سازمان تجارت جهانی (WTO)
سیاست‌های حاكم بر سازمان تجارت جهانی، سخت مورد انتقاد قرار گرفته است. در یك جمع‌بندی از انتقادات وارده می‌توان به موارد دهگانه ذیل اشاره نمود:
1.      سازمان تجارت جهانی، سیاست‌های دولت‌ها را دیكته می‌كند.
2.      این سازمان، كوركورانه به‌دنبال تجارت آزاد با هر هزینه‌ای است و به پیامدها توجه ندارد.
3.      WTO، فقط به فكر منافع تجاری است و توسعه را نادیده می‌گیرد.
4.      در این سازمان، منافع تجاری بر حفظ محیط زیست اولویت دارد.
5.      سازمان تجارت جهانی، در زمینه امنیت غذایی و امنیت و سلامت انسانی، به دولت‌ها دیكته می‌كند؛ در نتیجه، منافع تجاری بر امنیّت، ارجحیت پیدا می‌كند.
6.      سازمان تجارت جهانی، باعث بیكاری و گسترش شكاف فقیر و غنی می‌شود.
7.      كشورهای كوچك در سازمان تجارت جهانی از قدرت برابر با كشورهای بزرگ برخوردار نیستند و در اكثر موارد، تابع كشورهای بزرگ هستند.
8.      سازمان تجارت جهانی، ابزار دست قدرتمندان است. این سازمان، به محل لابی قدرتمندان تبدیل شده است.
9.      كشورهای ضعیف، مجبور به پیوستن به سازمان تجارت جهانی هستند و چاره‌ای ندارند.
10.    سازمان تجارت جهانی غیر دموكراتیك است. (همشهری،1378،به نقل از سایت آفتاب).
هرچند، انتقادات مذكور از سوی موافقان سازمان پاسخ داده شده است؛ اما فی‌الجمله می‌توان "سازمان تجارت جهانی" را ابزاری برای جهانی‌سازی فرهنگ، تلقی نمود؛ كه فرهنگ "داووس" به‌وسیله آن، به اقصی نقاط جهان ترویج می‌شود. (رفیع‌پور، 1378، 322)
 
استثنای فرهنگی
ایده استثنای فرهنگی (Cultural Exeption) در پرتو مقابله با مضرّات اصول حاكم بر تجارت آزاد، شكل گرفته و تلاش می‌كند، در مذاكرات تجاری، محصولات فرهنگی را مستثنی كند. نظریه "استثنای فرهنگی" بر این اصول استوار است كه كالاها و خدمات فرهنگی به‌دلیل "فرهنگی بودن"، ماهیّت خاصی ورای جنبه‌های صرفاً اقتصادی دارند و مفاهیم و ارزش‌هایی را منتقل می‌كنند كه بخشی از هویت یك كشور است. در مذاكرات تجاری دور اروگوئه برخی كشورها به این موضوع اشاره داشتند كه كاربرد گات (1994)، به‌ویژه اصل "كاملةالوداد" و اصل "رفتار ملی"، در مبادله محصولات فرهنگی و محصولات مشمول حق مؤلف، خصوصیات فرهنگی آنها را نادیده می‌گیرد. در پایان مذاكرات تجاری دور اروگوئه، به‌طور ضمنی توافق شد، كه تجارت محصولات سمعی–بصری، مشمول تمامی مقررات گات نباشد. این توافق ضمنی، "استثنای فرهنگی" نامیده می‌شود. (میرجلیلی، 1386، 8)
در راستای حمایت از سیاست مذكور، تشكیلاتی مانند شبكه بین‌المللی حمایت از تنوّع فرهنگی (INCD) –که یك شبكه جهانی متشكل از هنرمندان، سازمان‌های فرهنگی غیر دولتی و مؤسسات مدنی است–، با مأموریت مقابله با پیامدهای زیان‌بار جهانی‌سازی برای هنر و فرهنگ، تشكیل شده‌اند؛ كه تحت نظارت شبكه بین‌المللی حمایت از سیاست‌های فرهنگی (INCP)، گروهی غیر رسمی است؛ که با تشكیل جلسات منظم، تأثیرات منفی موافقت‌نامه‌های تجاری و جهانی شدن بر فرهنگ را زیر نظر گرفته و رویكردها و روش‌های جایگزین را با دولت‌ها و مجامع بین‌المللی در میان می‌گذارد و با مشاركت وزارت‌خانه‌های فرهنگ كشورهای مختلف، كار می‌كنند. (آدكیونل، 1378، همان)
 
جامعه اطلاعاتی و پیامدهای آن
با مطرح شدن مفهوم "جامعه اطلاعاتی" در اشاره به جامعه پساصنعتی، امید نوینی در بشریت در راستای "برابری" و كاهش فاصله طبقاتی در سطح ملی و بین‌المللی ایجاد گردید.
 هنوز درباره مفهوم و محتوای "جامعه اطلاعاتی" تفاهم عمومی حاصل نشده است؛ لیكن، این مفهوم، از دو بعد قابل تعریف است: از بعد نظری؛ جامعه اطلاعاتی، جامعه‌ای است كه در آن، استدلال و تفاهم، بیش از آنكه مبتنی بر قدرت و یا ماده‌گرایی باشد، بر محتوا و احساسات استقرار یافته است. (محسنی، 1380، 18) طبق تعریف "دانیل بل" جوامع اطلاعاتی، جوامعی هستند كه فعالیّت‌های اساسی‌شان در پردازش اطلاعات، بیش از تولیدات صنعتی و كشاورزی آنهاست. (شكرخواه، 1384، 20) جامعه متّكی به دانش، كه محصول انقلاب فراصنعتی (Post  Industrial) بوده و در آن، اطلاعات و ابزارهای ذخیره و انتقال آن، به كالایی تجاری بدل شده‌اند، اطلاعاتی كه به كالای تجاری بدل شده‌اند، بیش از هزینه تولید و توزیع خود، قیمت‌گذاری می‌شوند؛ چراكه تملك آن، باعث قدرت و فقدان آن، ضعف را در پی دارد. (فیدر، 1380، 5)
 به اعتقاد "ویلیام مارتین" (W.J.Martin)، "جامعه اطلاعاتی" جامعه‌ای است، كه در آن، كیفیت زندگی، همانند چشم‌اندازهای تحوّل اجتماعی و توسعه اقتصادی، به‌میزان رو به تزایدی به اطلاعات و بهره‌برداری از آن وابسته است. در چنین جامعه‌ای، استانداردهای زندگی، الگوهای كار و فراغت، نظام آموزش و بازار كار، به‌میزان كاملا محسوسی، تحت‌الشعاع پیشرفت‌هایی قرار گرفته‌اند كه در قلمرو اطلاعات و دانش‌ها روی داده است.» (محسنی، همان، 21) 
از بعد عملیاتی، جامعه اطلاعاتی را می‌توان جامعه‌ای تعریف كرد كه در آن، كامپیوترها با تكنولوژی مخابرات به هم متصل شده‌اند. گم‌شده بشر در عصر صنعتی، اطلاعات بود و در دست‌یابی به اطلاعات و حفظ و ذخیره آن، تلاش زیادی صورت گرفت. كامپیوتر، نقش ذخیره و پردازش اطلاعات را به‌عهده داشت، مفهوم جامعه اطلاعاتی، زمانی تولد یافت كه كامپیوترها با مخابرات ازدواج نمودند.
كامپیوتر + تلفن  ------------» جامعه اطلاعاتی
گرچه جامعه اطلاعاتی، از ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تكنولوژیك برخوردار است، تأكید بر جنبه تكنولوژیك، به‌ویژه جهت ارائه تعریف عملیاتی، از تناسب بیشتری برخوردار است. (سعیدی، 1382، 222) وانگهی، جنبه‌های دیگر، محصول پیشرفت تكنولوژیك است؛ از این روی دكتر محسنی معتقد است، پیچیدگی تكنولوژیك و صرف استفاده از آن، شرط كافی برای دست‌یابی به پایگاه یك جامعه اطلاعاتی نیست؛ لیكن یك پیش‌شرط، یا زمینه زیربنایی لازم است؛ پس «هم‌گرایی و پیوند كامپیوتر و مخابرات، امروزه از واقعیات معمولی زندگی در تمامی اجتماعات نوین است.» (همان، 40)
طراحان مفهوم "جامعه اطلاعاتی"، عمدتاً به جوامع نوین خوش‌بین بودند. «دیدگاه‌های خوش‌بینانه، بیشتر گرایش داشتند تا این فرضیه را به اثبات برسانند كه رسانه‌های الكترونیكی نوین، اساساً دموكراتیك و تمركززدا هستند و ساختارهای ارتباطات دور، باید بیش از آن‌كه به‌عنوان كالاهای خصوصی متعلق به صاحبان آنها نگریسته شوند، به‌منزله تأسیسات عمومی مبتنی بر خدمت به تمام اعضای جامعه طرف توجه قرار گیرند.» (معتمدنژاد، 1383، 153)
هفت كشور صنعتی جهان در سال 1374 در بروكسل (بلژیك) گرد هم آمدند و بر مفهوم "جامعه جهانی اطلاعاتی" صحه گذاشتند. در مراسم افتتاح این همایش "آل گور"، معاون رئیس جمهوری وقت آمریكا، از "نظم نوین جهانی در اطلاع‌رسانی" سخن گفت؛ كه در واقع، تداوم طرح بزرگ‌راه‌های جهانی اطلاع‌رسانی (Global Information Infrastracture) بود؛ كه به‌وسیله آن اطلاع‌رسانی داخلی به سطح جهانی تعمیم داده می‌شد. (ماتلار، 1383، اینترنت)
آلبرت گور (Albert Gore)، كه ظاهراً برای نخستین بار اصطلاح "بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی" In Formation Superhighways)) را مطرح و در نوامبر 1992، به یكی از محورهای اصلی برنامه‌های اقتصادی دولت آمریكا تبدیل نمود، می‌گوید: «بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی، با توانایی حمل و نقل اندیشه‌ها، داده‌ها و تصویرها در سراسر كشور و جهان، قدرت اقتصادی و قابلیت رقابت را افزایش می‌دهد ... گسترش زیرساخت‌های اطلاعاتی، عملكرد دموكراسی را با افزایش و گسترش مشاركت شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها تقویت خواهد كرد .... در نهایت، یك عصر جدید دموكراسی آتنی پدیدار خواهد شد؛ كه جهان را به عدالت نزدیك می‌كند.» (معتمدنژاد، 1383، 152)
همزمان با طرح مفهوم جامعه اطلاعاتی از سوی هفت كشور صنعتی، انتقادات نیز آغاز گردید. هربرت شیلر (2000 ـ 1919) با اشاره به بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی، معتقد است، پشت این بزرگ‌‌راه‌های الكترونیك، منافع شركت‌ها پنهان است. آمریكا در تداوم طرح بزرگ‌راه‌های اطلاعاتی، در سال 1996، قانون جدیدی در خصوص مالكیت و فعالیت رسانه‌ها تصویب كرد، كه زمینه را برای ادغام شركت‌ها و كمپانی‌های تلویزیونی و ارتباطات راه دور هموار كند. به‌دنبال آن، اتحادیه اروپا نیز از این خط مشی پیروی كرد و طرح موسوم به ایجاد زیرساخت جهانی اطلاع‌رسانی را ایجاد كرد؛ در نتیجه، شمار معدودی از كمپانی‌های رسانه‌ای غول­آسا كه در آمریكا مستقر هستند، توانستند زمام امور بازارهای جهانی را به‌دست بگیرند. (مولانا، 1380، 61)
اكنون هفت شركت غول آسا و به‌قول مك‌چسنی، نظریه‌پرداز آمریكایی، "بازیگران سلطه" (Dominant Players) بر وسایل ارتباط جمعی جهان، حاكمیت دارند.
به تعداد همان هفت كشور صنعتی، كه بر مفهوم "جامعه اطلاعاتی" صحه گذاردند، این هفت شركت بزرگ چندملیّتی عبارتند از:
1.      دیسنی (Disney)
2.      آ.او.ال. تایم وارنر (Aol– time warner)
3.      سونی (Sony)
4.      نیوز كورپریشن (News Corporation)
5.      ویاكام (Viacom)
6.      ویوندی (Vivendi)
7.      برتلزمان ((Bertelsman (مسعودی، 1384، 44)
رسانه­های جهانی، به‌دست غربی‌ها اداره شده و جریان‌سازی به‌طور عمده از سوی آنها صورت می­گیرد؛ همچنانكه گالتونگ به‌زیبایی ترسیم می­كند، جریان بین­المللی اخبار، بر اساس چهار محور مشخص می­گردد.
1. رویدادهای جزئی "مركز" {غرب}، كه در سیستم‌های مطبوعاتی جهان گزارش می­شود، از ثقل بیشتری برخوردار است.
2. میزان تبادل خبرها میان ملل "مركز" و "پیرامون" و میزان تبادل خبرها بین خود ملل "مركز"، با یكدیگر تفاوت بسیار زیادی دارد.
3. خبرهای ملل "مركز" سهم بیشتری از رویدادهای خارجی را در رسانه‌های ملل "پیرامون"، به خود اختصاص می­دهد؛ حال آن‌كه سهم رویدادهای "پیرامون" در رسانه­های "مركز" كمتر است.
4. تقریباً "جریان خبر" در میال ملل "پیرامون" بسیار ناچیز است و یا اصلاً وجود ندارد. این امر، به‌ویژه در طول مرزهای به‌وجود آمده توسط استعمار، بیشتر صادق است. (مولانا،1371 : 42)
پیامد "تجاری‌سازی فرهنگ" و تلاش برای انتقال از جامعه صنعتی به "جامعه اطلاعاتی" انتقال از "استعمار سنّتی" به "سلطه فرهنگی" در سطح جهانی است. دكتر میرجلیلی در زمینه جهانی‌سازی فرهنگ، به سه مؤلفه و پیامد اشاره می‌كند؛ كه عبارتند از:
1. گسترش تولید و تجارت محصولات (كالاها و خدمات) فرهنگی؛ براساس گزارش یونسكو (2000، ص16) طی دو دهه گذشته، تجارت بین‌المللی كالاهای فرهنگی چهار برابر شده است. بین سالهای 1998ـ1980، حجم مبادله كتاب، نشریات، تولیدات موسیقی، هنرهای تجسمی، فیلم‌های سینمایی، رادیو، تلویزیون، بازی‌ها و وسایل ورزشی، از 95340 میلیون دلار، به 387927 میلیون دلار رسیده است. در سال 1996، كالاهای فرهنگی، عمده‌ترین اقلام صادراتی ایالات متحده آمریكا بود و برای نخستین بار، حجم آن بیش از صادرات صنایع ماشین‌سازی، كشاورزی، فضایی و دفاعی شد. براساس گزارش سال 1998 اتحادیه بین المللی مالكیت فكری، بین سال‌های 97ـ1996، صنایع مشمول حق مؤلف در ایالات متحده آمریكا، سه برابر سریع‌تر از نرخ رشد سالانه اقتصاد ملی، رشد كرده‌اند.
2. ساختار متمركز بازار صنایع فرهنگی؛ مشخصه ساختار صنایع فرهنگی در دهه 1990، فرایند پرقدرت جهانی شدن و تمركز است. در سال 1993، درآمد 50 شركت سمعی-بصری عمده جهان، 118000 میلیون دلار، بوده است. اما چهار سال بعد، درآمد كل هفت كارتل رسانه‌ای عمده جهان، به این میزان گزارش شده است. علاوه‌بر این، در سال 1993، 36 درصد از شركت‌ها، آمریكایی بودند. در دهه 1980‌، هالیوود 30 درصد درآمد جهانی تولید فیلم و در حال حاضر بیش از نیمی از درآمد را در اختیار دارد. 85 درصد فیلم‌هایی كه در جهان به نمایش گزارده می‌شود، محصول هالیوود است. قاره آفریقا، عمده‌ترین واردكننده فیلم از ایالات متحده آمریكا است. آمار محصولات فرهنگی در كشورهای در حال توسعه به‌خاطر ظرفیت پائین‌ تولید داخلی، عموماً پائین است. (یونسكو، 2000، صص 22-20) محتوای محصولات فرهنگی، عمدتاً همگن بوده و حق انتخاب و ابراز هویت را به خطر می‌اندازد. كشورهای در حال توسعه، فاقد ساختارهای لازم صنایع فرهنگی برای هدایت و اشاعه خلاقیّت خویش هستند.
3. توسعه صنایع سمعی و بصری؛ ساختار بازار محصولات سمعی و بصری، درجه تمركز بالایی دارد. با رشد فناوری اطلاعات، دیجیتالی شدن محصولات و گسترش اینترنت، هزینه تولید كاهش یافته و انتقال محصولات سمعی-بصری، به‌سرعت توسعه یافته است.
طبق گزارش یونسكو، 92 درصد درآمد جهانی محصولات سمعی-بصری در سال 2000، به شركت‌های آمریكا، اتحادیه اروپا و ژاپن تعلّق داشته است. آمریكا بر بازارهای جهانی فیلم (سینمایی و تلویزیونی) تسلط دارد. 77 درصد بازار اتحادیه اروپا به فیلم‌های آمریكایی تعلق دارد. در حالی‌كه فیلم‌های ملّی بین 15 تا 20 درصد بازار اروپا را به خود اختصاص داده‌اند. در مقابل، سهم اتحادیه اروپا از بازار فیلم آمریكا كمتر از 7 درصد است. 90 درصد بازار داخل آمریكا به فیلم‌های آمریكایی اختصاص دارد. فیلم‌های بلند آفریقایی 3 درصد بازار فیلم آفریقا؛ اما فیلم‌های آمریكایی 70 درصد آن‌را به خود اختصاص می‌دهند. (میرجلیلی، 1386، 8)
آمارهای فوق نشان می‌دهد، برخلاف اظهارات خوش‌بینانه طراحان "جامعه اطلاعاتی"، كه آن‌را نویدبخش عدالت جهانی ارزیابی می‌كردند، نه تنها جهان به عدالت اجتماعی نزدیك نشده، بلكه چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی، فاصله طبقاتی افزون گشته است. حال چه باید كرد؟ چه موضعی می‌توان در قبال آن اتخاذ نمود. دكتر فرقانی طی مقاله‌ای با عنوان "جامعه اطلاعاتی جهانی، انقلاب سرخوردگی‌ها" درصدد پاسخ برآمده و هدف مقاله خویش را رویكردی انتقادی به الگوی جامعه اطلاعاتی و همزاد آن جهانی‌سازی، ارزیابی می‌كند. وی با اشاره به برخی آمارهای جهانی معتقد است؛ «ظهور اطلاعات‌گرایی در پایان هزاره دوم، با افزایش نابرابری و حذف اجتماعی در سراسر جهان در هم تنیده شده است». به‌عنوان نمونه:
ـ نسبت درآمد سرانه ثروتمندترین و فقیرترین كشورها از سال 1870 تا 1989، شش برابر شده است.
ـ 95 درصد ثروت‌های ملی آمریكا در اختیار 5 درصد مردم قرار دارد؛ در حالی‌كه درآمد 20 درصد فقیرترین مردم آمریكا از سال 1970 به این طرف، به‌طور مرتب در حال كاهش بوده است.
ـ در سال 1993 از مجموع 23 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی در سطح جهانی، تنها 5 تریلیون دلار سهم كشورهای در حال توسعه بوده؛ در حالی‌كه 80 درصد جمعیت جهان در این كشورها زندگی می‌كنند.
دكتر فرقانی ضمن تأیید فرضیه احتیاط‌آمیز ارزیابی پارادایم جامعه اطلاعاتی، به‌عنوان نسخه دیگری از الگوی لرنر، معتقد است، باید با پدیده جهانی "جامعه اطلاعاتی" در دو سطح ملی و فراملی به‌صورت خلّاق، آگاهانه و خودسازانه برخورد كرد:
1ـ در سطح ملی، دولت‌های در حال توسعه، راهی جز رفتار انبساطی با مقتضیات جامعه جدید ندارد. دولت‌هایی كه با پدیده‌ شیطان جهانی‌سازی مبارزه می‌كنند، در داخل كشور با سلب آزادی، غیبت مردم‌سالاری، حاشیه راندن نخبگان و ... خود را تسلیم جهانی‌سازی می‌كنند.
2ـ در سطح فراملّی، همكاری با سازمان‌های بین‌المللی فعّال در عرصه انسان‌سازی فضای جامعه اطلاعاتی، به‌ویژه یونسكو و شكل دادن به هویت‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای و میان‌منطقه‌ای، فعال ساختن سازمان غیر دولتی ملّی در عرصه بین‌المللی و مشاركت در فرایندهای در حال تكوین و گفتگوی استدلالی و منطقی با همه طرف‌های ذی‌ربط توصیه می‌شود. (فرقانی، 1384، 8)
 
ب) یونسكو و فرایند تنوع فرهنگی
یونسكو، عرصه چالش‌های كشورهای در حال توسعه و جهان سومی در راستای مقابله با جهانی‌سازی فرهنگی است. ابتدا، روند مجادلات صورت گرفته در یونسكو از دهه 70 به بعد، تاكنون، مورد اشاره قرار می‌گیرد:
در شانزدهمین اجلاس كنفرانس عمومی یونسكو كه در پائیز 1970 در پاریس برگزار گردید، برای نخستین بار سیاست "جریان آزاد اطلاعات" از سوی تعدادی از دولت‌های عضو مورد انتقاد قرار گرفته و همزمان با آن، الگوی "توسعه‌بخشی ارتباطات" كه از طرف غربی‌ها به‌عنوان الگوی واحد و جهانی برای اعمال در تمام كشورهای جهان سوم عرضه شده بود، نیز با معارضه‌جویی سیاست‌های ملّی ارتباطی روبرو گردید.
در پائیز سال 1972، هفدهمین اجلاس كنفرانس عمومی یونسكو، گام‌های بلندی برای مقابله با عدم تعادل اطلاعات و نابرابری ارتباطات برداشت. در پی اعتراضات عدیده علیه جریان نامتعادل و یكسویه اطلاعات جهانی و لطمه‌های آن به هویت فرهنگی كشورهای جهان سوم، اعلامیه اصول مربوط به "كاربرد ماهواره‌های پخش مستقیم برنامه‌های تلویزیونی" علی‌رغم مخالفت شدید دولت آمریكا و دفاع آن كشور از نظریه جریان آزاد اطلاعات، به تصویب رسید. به‌موجب این اعلامیه، پخش مستقیم برنامه‌های تلویزیونی از طریق ماهواره‌ها، به كسب موافقت قبلی كشورهای دریافت‌كننده این برنامه‌ها موكول شد و برای انتقال پیام‌های حاوی تبلیغات بازرگانی از این طریق، توافق خاص بین كشورهای تهیه‌كننده پیام‌ها و ممالك دریافت‌كننده آن، ضروری شناخته شد. (زنگنه، 1382)
هجدهمین اجلاس كنفرانس عمومی یونسكو در پائیز 1976 در شهر نایروبی كنیا به صحنه برخوردهای سخت هیأت‌های نمایندگی دولت‌های جهان سوم و كشورهای سوسیالیستی بر سر طرح اعلامیه مربوط به وسایل ارتباط جمعی تبدیل شد. در این اجلاس، ایالات متحده و دولت‌های غربی به كشورهای جهان سوم پیشنهاد كردند، اگر از تصویب طرح اعلامیه صرف‌نظر كنند، آماده‌اند برای ایجاد و گسترش شبكه‌های ملّی ارتباطی این كشورها، مقادیر فراوانی تجهیزات پیشرفته فنّی در اختیار آنها بگذارند. بدین ترتیب نوزدهمین اجلاس كنفرانس عمومی نیز مانند اجلاس قبلی از تصمیم‌گیری قاطع درباره طرح اعلامیه، خودداری كرد. با این وجود، اجلاس نایروبی قطعنامه بسیار مهمی در پشتیبانی از خواست كشورهای در حال توسعه برای برقراری یك "نظم بین‌المللی نوین اطلاعاتی" (Nwico) تصویب كرد.
در بیستمین اجلاس همگانی یونسكو، به‌تاریخ 22 نوامبر 1978، ‌اعلامیه یونسكو درباره "اصول بنیادی مربوط به مساعدت وسایل ارتباط جمعی در تحكیم صلح، تفاهم بین‌المللی، پیشبرد حقوق بشر، و مبارزه علیه نژادپرستی" علی‌رغم تعارضات مختلف پس از تعدیل اعلامیه مدیر كل، به تصویب رسید.
در بیست و یكمین اجلاس كنفرانس عمومی یونسكو كه در پائیز 1980 در بگلراد تشكیل شد، ضمن تصویب گزارش نهایی "كمیسیون بین‌المللی مطالعه درباره ارتباطات" قطعنامه بسیار مهمی نیز راجع به "نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات" صادر شد؛ كه هدف آن، محو نابرابری و عدم تعادل ارتباطات، اطلاعات و ... بود.
 در پائیز 1983، در خلال برگزاری بیست و دومین اجلاس كنفرانس عمومی و بحث درباره برنامه بزرگ ارتباطات در خدمت انسان‌ها -كه بر مبنای Nwico تنظیم شده بود-، دولت‌های غربی و آمریكا، سیاست تهدید برای خروج از یونسكو و به تعطیل كشاندن این سازمان را مطرح كردند. سرانجام آمریكا رسماً اعلام كرد كه در پایان دسامبر 1984 از یونسكو خارج خواهد شد. سال بعد، انگلستان نیز یونسكو را ترك كرد.
علی‌رغم قطع كمك آمریكا در تأمین یك چهارم بودجه سازمان، که محدودیّت‌های مالی مهمی برای سازمان پدید آمد، مدیر كل وقت پایداری كرده و سیاست‌های یونسكو برای استقلال هرچه بیشتر كشورهای جهان سوم را تداوم بخشید. در سال 1987، مدیریت یونسكو تغییر یافته و به‌جای "مختار امبو"، "فدریكو مایور" بر كرسی مدیریت نشست و راهبرد جدیدی را پیشنهاد كرد. انگلستان ضمن ابراز رضایت از عملكرد مایور در ژولای 1997 به یونسكو بازگشت. در پس تلاش‌های كوئیچیرو ماتسورا مدیر كل یونسكو، در 12 سپتامبر 2001 جرج بوش، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام كرد، آمریكا پس از گذشت 18 سال، مجدداً به این سازمان ملحق خواهد شد. (مك براید، 1369، 25-15 و 85-84)
در نوامبر سال 2001، "اعلامیه‌ی جهانی تنوع فرهنگی" به تصویب كنفرانس عمومی یونسكو رسید؛ سرانجام پس از چهار سال در 20 اكتبر 2005 در سی و سومین اجلاسیه كنفرانس عمومی یونسكو، "عهدنامه تنوع فرهنگی" كه از ضمانت اجرای بالایی در سطح بین‌المللی برخوردار است، با رأی اكثریت قریب به اتفاق اعضای یونسكو و مخالفت‌های شدید آمریكا، تصویب شد. دكتر معتمدنژاد، هدف این عهدنامه را جلوگیری از سلطه‌ی فرهنگی جهانی آمریكا در دنیا، ارزیابی می‌كند. این عهدنامه كه با اكثریت قاطع با 148 رأی مثبت و تنها با مخالفت آمریكا و اسرائیل و رأی ممتنع كشورهای استرالیا، نیاكاراگوئه، لیبریا و السالوادور به تصویب رسیده، نشانگر پیروزی اتحادیه اروپا و كشورهای غیر متعهد بر آمریكا پس از فروپاشی شوروی است. (معتمدنژاد، 1384، اینترنت)
این عهدنامه، به‌زعم آمریكا، مغایر با سازمان جهانی تجارت است؛ كه تجارت فرآورده‌ها و خدمات فرهنگی را در سطح جهان آزاد گذاشته است و به دولت‌های اقتدارگرا امكان می‌دهد كه جریان آزاد اطلاعات را به این بهانه محدود كنند.
 نگاه تحلیلی به اسناد و گزارش‌های سازمان ملل در دو دهه گذشته، نشان‌گر اجماع جهانی بر روی مفاهیمی همچون "تنوع فرهنگی"(cultral diversity)، به‌جای فرهنگ واحد جهانی است. دكوئیار، دبیر كل اسبق سازمان ملل، گزارش كمیسیون جهانی فرهنگ و توسعه را زیر عنوان "تنوع خلّاق ما" ارائه و در مقدمه آن می‌نویسد: «فرهنگ، برای گروه‌ها و جوامع، منبع انرژی، الهام، توانمندی و نیز دانش و پذیرش تنوّع است؛ اگر، به‌قول كلود لوی استروس، تنوّع فرهنگی "پشت سر ما، پیرامون ما، و در برابر ماست"، باید بیاموزیم كه نگذاریم به درگیری فرهنگ‌ها بینجامد؛ بلكه به همزیستی ثمربخش و هماهنگ آنها منجر شود.» (دكوئیار، 1377، 14)
در گزارش قطعنامه شماره 111/8 نوامبر 2001، مصوب سی و یكمین اجلاس كنفرانس عمومی یونسكو، كه راهبرد میان‌مدت یونسكو و خط مشی كلی سازمان را برای شش سال (2007ـ2002) بیان می‌دارد.
در راستای توسعه انسانی در عصر جهانی شدن سه محور راهبردی اصلی به ترتیب ذیل بیان شده است.
الف: توسعه و ترویج اصول و هنجارهای جهانی، مبتنی بر ارزش‌های مشترك، به‌منظور پاسخگویی به چالش‌های جدید آموزشی، علمی، فرهنگی و ارتباطی و حمایت از منافع عمومی مشترك و تقویت آن.
ب: ترویج كثرت‌گرایی از طریق پذیرش "تنوع فرهنگی" و حفظ آن همراه با رعایت حقوق بشر.
ج: ترویج توانمندی و مشاركت در "جامعه‌ی دانش‌مدار"، در حال ظهور از طریق دسترسی مساوی به دانش و سهیم شدن در آن و ظرفیت‌سازی.
محورهای سه‌گانه در گزارش یونسكو به دوازده هدف راهبردی تجزیه شده است. در اهداف دوازده‌گانه در سه مورد، در زمینه‌های آموزشی، اطلاعات و ارتباطات و فرهنگ به مقوله "تنوّع" تصریح شده است.
الف: بهبود كیفیت آموزشی از طریق متنوّع كردن محتوا و روش‌ها؛
ب: گسترش كثرت‌گرایی و تنوع فرهنگی در رسانه‌ها و شبكه‌های اطلاع‌رسانی؛
ج: حفظ تنوع فرهنگی و تشویق گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها. (ماتسورا، 2002، 19)
ماتسورا در بند 135 گزارش خویش، ‌ذیل عنوان حفظ تنوع فرهنگی می‌نویسد: گرچه گسترش فرایند جهانی شدن، چالش عمده‌ای برای تنوع فرهنگی است؛ اما شرایط و زمینه گفتگوی جدید میان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را فراهم می‌سازد؛ گفتگویی كه كرامت و شأنی برابر برای فرهنگ‌ها و تمدنها، آن هم براساس حقوق بشر و آزادی‌های اساسی قائل است. یونسكو براساس گزارش كمیسیون جهانی فرهنگ و توسعه با عنوان "تنوع خلاق ما" و برنامه كار مصوب كنفرانس بین دولتی سیاست‌های فرهنگی برای توسعه (استكهلم 1998) و اعلامیه‌ی جهانی تنوع فرهنگی (2001) تلاش خواهد كرد، تا در راهبردهای توسعه ملی و بین‌المللی، نقش محوری و اصلی فرهنگ مد نظر قرار گیرد. در این سه سند اصلی، به‌خصوص تدوین سیاست‌های فرهنگی توصیه شده است كه هدف آنها را ترویج تنوع فرهنگی، به‌منظور تحقق كثرت‌گرایی فرهنگی، توسعه پایدار و صلح تشكیل می‌دهد. (همان، 2002، 51)
 
اعلامیه جهانی یونسکو
نگاه اجمالی به مفاد اعلامیه‌ جهانی یونسكو درباره‌ی تنوع فرهنگی كه در 12 ماده و 20 استراتژی برای عملیاتی‌سازی ایده‌های مذكور، به‌تصویب رسیده، نشان‌گر، تبدیل "تنوّع فرهنگی" به گفتمان عمومی در عرصه بین‌المللی، علی‌رغم مخالفت آمریكا ... است.
در ذیل عناوین، مواد دوازدهگانه و برخی عبارات كلیدی مندرج می‌گردد:
ماده 1. تنوّع فرهنگی؛ میراث مشترك بشریت: ... همان قدر كه تنوع حیاتی برای طبیعت ضروری است، تنوع فرهنگی نیز، به‌عنوان منشأ تبادل، نوآوری و خلاقیِّت، برای بنی‌آدم، لازم است.
ماده 2. از تنوّع فرهنگی تا كثرت‌گرایی فرهنگی؛ در جوامع بیش از پیش متنوع ‌ما، ایجاد همكاری متقابل سازگار، در میان مردم و گروه‌هایی با هویت‌های متكثّر، متنوع و پویا و نیز ایجاد رغبت در آنها برای زندگی كردن با همدیگر، امری ضروری است ....
ماده 3. تنوع فرهنگی به‌عنوان عاملی در توسعه؛ تنوع فرهنگی، دامنه‌ی امكانات عمومی مردم را وسیع‌تر می‌كند و یكی از ریشه‌های توسعه است ....
ماده 4. حقوق بشر به‌عنوان ضمانت‌های تنوع فرهنگی؛ دفاع از تنوّع فرهنگی، یك ضرورت اخلاقی است؛ كه از احترام به منزلت انسان، غیر قابل تفكیك است. این دفاع، مستلزم داشتن تعهد به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی، به‌خصوص حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌ها و حقوق اقوام بومی است ....
ماده 5. حقوق فرهنگی، به‌عنوان فراهم‌كننده محیط برای تنوّع فرهنگی؛ ... همه اشخاص، حق بیان و آفرینش و نشر آثارشان به‌زبان دلخواه خود، به‌خصوص زبان مادری‌شان را دارند ....
ماده 6. به‌سوی دست‌یابی همگان به تنوع فرهنگی؛ ضمن فراهم كردن جریان آزاد عقاید از طریق نوشته و تصویر باید مراقب بود كه تمام فرهنگ‌ها بتوانند خود را بیان كنند و بشناسانند ....
ماده 7. میراث فرهنگی به‌عنوان سرچشمه خلاقیت؛ خلاقیّت از ریشه‌های سنّت فرهنگی نشأت می‌گیرد، ولی در ارتباط با دیگر فرهنگ‌ها شكوفا می‌شود. به این دلیل، میراث در تمام شكل‌هایش باید حفظ، توسعه و به نسل‌های آینده به‌عنوان پیشینه‌ای از تجربه و آرزوهای انسانی تسلیم شود؛ تا خلاقیّت را در همه شكل‌های متنوع بپروراند و منبع الهام گفتگوی واقعی میان فرهنگ‌ها باشد.
ماده 8. كالاها و خدمات فرهنگی؛ كالاهایی از نوعی بی‌همتا: ... باید به تنوع عرضه آثار خلّاق، به پذیرفتن مناسب حقوق مؤلفان و هنرمندان و به ویژگی كالاها و خدمات فرهنگی، به‌عنوان ناقل هویت، ارزش‌ها و پیام‌ها، توجّهی خاص مبذول شود و نباید صرفاً به‌عنوان كالاها یا اجناس مصرفی تلقّی شوند.
ماده 9. سیاست‌های فرهنگی به عنوان كاتالیزورهای خلاقیت؛ ... به‌عهده هر دولتی است كه، با توجه به تعهدات بین‌المللی‌اش، سیاست فرهنگی خود را تعریف و آن‌را از طریق روش‌هایی كه مناسب می‌بیند -اعم از حمایت عملیاتی یا وضع مقررات مناسب-، به اجرا در آورد.
ماده 10. تقویت ظرفیّت‌ها برای آفرینش و اشاعه‌ی جهانی؛ در برابر عدم توازن‌های جاری در گردش و مبادلات كالاها و خدمات فرهنگی در سطح جهانی، مستحكم كردن تعاون و همبستگی بین‌المللی با هدف فراهم كردن امكانات برای تمام كشورها، به‌ویژه كشورهای در حال توسعه و كشورهای در حال گذار، برای ایجاد صنایع كارآمد و رقابتی در سطح ملی و بین‌المللی امری ضرروی است.
ماده 11. ایجاد مشاركت بین بخش عمومی، بخش خصوصی و جامعه مدنی.
ماده 12. نقش یونسكو؛ كه عبارت است از:
الف) حمایت از گنجاندن اصول برشمرده در اعلامیه حاضر، در راهبردهای توسعه كه در تشكیلات بین دولتی ترسیم شده‌اند؛
ب) ارائه خدمت به‌عنوان محل رجوع و میعاد گاهی كه در آن‌جا دولت‌ها، سازمانهای دولتی و غیر دولتی بین‌المللی، جامعه مدنی و بخش خصوصی بتوانند برای تعریف مفاهیم، اهداف و سیاست‌ها درباره‌ی تنوّع فرهنگی به همدیگر بپیوندند؛
ج) تعقیب فعالیت‌هایش در برقراری استاندارد، افزایش آگاهی و ایجاد ظرفیّت در حوزه‌های مرتبط با اعلامیه حاضر در چارچوب زمینه‌هایی كه صلاحیت و توانایی دارد.
د) تسهیل اجرای طرح عملیاتی (ر. ك: پل فیروزه، 1381، صص 156ـ151)
به‌نظر می‌رسد اعلامیه فوق، اگر به منصه عمل برسد، بتواند توقعات منتقدین را برآورده نماید. اعلامیه با تأكید بر "تنوع فرهنگ‌ها"، "صیانت از سنت‌های بومی"، "احترام به هویت اقوام و ملت‌ها"، "توسعه بومی"، "حقوق فرهنگی"، "تمایز كالای فرهنگی از سایر كالاها"، "ایجاد صنایع فرهنگی رقابتی" و "حق حمایت از صنایع فرهنگی از سوی دولت‌ها"، تا حدودی ایرادات وارد بر سیاست‌های سازمان تجارت جهانی را برطرف می‌نماید.
 
یونسکو و تنوع فرهنگی
یونسكو به تلاش‌های خویش در راستای حمایت از تنوّع فرهنگی در سال‌های اخیر تداوم می‌بخشد. به‌عنوان نمونه‌ای از فعالیت‌های یونسكو در راستای حفظ تنوّع فرهنگی، می‌توان به نام‌گذاری سال 2008 به‌عنوان سال بین‌المللی زبان‌ها اشاره كرد. كوئیچیرو ماتسورا رئیس عمومی یونسكو، در بخشی از بیانیه خویش بدین مناسبت، به وابستگی تفاوت‌های فرهنگی به تفاوت‌های زبانی اشاره و این نام‌گذاری را تداوم‌بخش "اعلامیه جهانی تنوّع فرهنگی" (2001) و "میثاق حفاظت از میراث فرهنگی و میثاق پاسداری و ترویج تنوع فرهنگی" (2005)، ارزیابی می‌كند. به‌رغم این تمهیدات، پیش‌بینی می‌شود در فاصله چند نسل آینده، بیش از 50 درصد از 7000 زبان رایج دنیا كاملاً از بین بروند. (www.IranNewsAgency.com)
خانم لوئیز آربور كمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در اجلاس وزرای امور خارجه كشورهای غیر متعهد در تهران، به‌تاریخ سوم سپتامبر 2007 مطابق با 12 شهریور 1386، سخنرانی نموده و سخنرانی با موضوع "حقوق بشر و تنوع فرهنگی" را افتخار تلقّی می‌كند. در سخنرانی كوتاه وی كه متن نوشتاری آن از 76 سطر تجاوز نمی‌كند، به‌طور تطابقی و التزامی، بیش از 20 بار به‌مفهوم "تنوّع فرهنگی" تصریح شده است. این امر، نشان می‌دهد كه ایده "تنوع فرهنگی" در ادبیات بین‌الملل، به گفتمان غالب تبدیل شده است. وی دفاع از تنوّع فرهنگی را در چارچوب قانون بین‌المللی حقوق بشر، موجب صلح جهانی ارزیابی می‌كند؛ اما نكته‌ای كه قابل نقد به‌نظر می‌رسد، این است كه وی به پذیرش تنوع در درون دولت‌ها و حمایت از حقوق اقلیّت‌های مذهبی و قومی در درون ملت‌ها اشاره می‌كند؛ اما به احترام گذاشتن به فرهنگ جنوب در سطح جهانی هیچ اشاره‌ای ندارد. (آربور، 2008، اینترنت)
در یك جمع‌بندی از فرایند تحول "تنوع فرهنگی" در حقوق بین‌الملل جهانی می‌توان به سه دوره اشاره كرد.
دوره اول) حقوق بین‌الملل كلاسیك؛ نفی تنوع فرهنگی یا تحمیل سلطه فرهنگی
دوره دوم) ‌حقوق بین‌الملل معاصر؛ پذیرش تنوع فرهنگی
دوره سوم) حقوق بین‌الملل در عصر جهانی شدن؛ تعمیق تنوّع فرهنگی.
ظهور قرون وسطی با سقوط امپراطوری رم غربی در 476 میلادی، حقوق بین‌الملل را بر حقوق طبیعی مبتنی ساخته و ادعای جهان‌شمولی داشت. كلیسا تا آنجا پیش رفت كه پاپ (الكساندر ششم) در اواخر قرن پانزدهم، با تقسیم جهان میان اسپانیا و پرتغال (قدرت‌های بزرگ دریایی آن عصر) قصد داشت، جهان‌شمولی مسیحیت را تحقق بخشد.
با انعقاد معاهدات وستفالی و گذار از دولت-قدرت، به دولت-ملت و تحوّل از مناسبات مذهبی به مناسبات اومانیستی، اخلاق از حقوق جدا گردیده و جامعه بین‌الملل مبتنی بر حقوق استخراج شده از جوامع بشری، دست‌كم به‌لحاظ نظری، ناچار بود تنوّع فرهنگی را بپذیرد. این دوره را به‌صورت استعماری می‌توان با "منشور حقوق بشر جهانی" مشخص نمود.
با فروپاشی دیوار برلین و پایان رقابت میان دو بلوك شرق و غرب، عصر جدیدی آغاز گردیده و با پدیده جدیدی تحت عنوان "جهانی شدن" مواجه شده است. در این دوره، اهمیت تنوع بیش از پیش ضرورت یافته و خطر فروپاشی بدون التزام به این اصل، دو چندان گشته است. از این روی، ماده یك اعلامیه جهانی یونسكو اشعار می‌دارد: «تنوع فرهنگی، برای انسان، همچون تنوع زیستی در نظم زنده، ضروری است. از این لحاظ، تنوع فرهنگی، میراث مشترك بشریت است و باید به‌نفع نسل‌های حاضر و آینده، مورد شناسایی، تأكید و تصدیق قرار گیرد». (بیگ‌زاده، 1386، اینترنت)
دكتر معتمدنژاد با استناد به سخنرانی شركت‌كنندگان در نشست افتتاحیه‌ی "نخستین گردهمایی كمیته‌ی تدارك اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی"، به نقش اجلاس در زمینه‌های ذیل اشاره می‌فرمایند:
الف) اهمیت توجه به ترمیم "شكاف دیجیتال"
ب) تأكید خاص بر تولید محتواهای اطلاعاتی محلّی
ج) لزوم حمایت از گوناگونی فرهنگی و دسترسی همگانی به اطلاعات. (معتمدنژاد، 1382، 99 ـ 97)
 
خلاصه و نتیجه‌گیری
با پیدایش تكنولوژی‌های نوین ارتباطی، "جهانی شدن" به‌عنوان یك فرایند طبیعی، دست‌كم در قلمرو ارتباطات محتوم عصر حاضر است. گیدنز معتقد است، جهانی شدن ارتباطی از دهه 70 تحقق یافته است. همزمان با جهانی شدن ارتباطی، برخی از دولت‌های مقتدر، تلاش عامدانه‌ای را برای ترویج فرهنگ غربی و به‌طور اخص فرهنگ آمریكایی در جهان نمودند؛ كه از آن با عنوان "جهانی‌سازی" نام می‌برند.
در این مقاله با بررسی دو سازمان جهانی "یونسكو" و "سازمان تجارت جهانی" به چالش‌های صورت‌گرفته میان طرفداران جهانی­سازی در قالب جهانی‌سازی فرهنگ و مخالفین آنها در قالب حمایت از تنوع فرهنگی از دهه 70 به بعد اشاره گردید.
با فزونی سهم تولید اطلاعات و ابزارهای مرتبط با آن در سهم تولید ناخالص كشورهای پیشرفته، "جامعه اطلاعاتی" شكل گرفت. طرفداران اقتصاد آزاد كه در "سازمان جهانی تجارت" تبلور بیشتری داشت، امیدوار بودند با تسری اصول لیبرالیسم اقتصادی حاكم بر جامعه سرمایه‌داری به "جامعه اطلاعاتی"، بدون نیاز به تغییر در راهبردها، بهبود وضعیت در توزیع عادلانه ثروت و اطلاعات، صورت بگیرد. با این‌همه، آمارهای جهانی در سه دهه اخیر نشان می‌دهد، نه تنها بهبودی حاصل نشده، بلكه فاصله طبقاتی در تمام زمینه‌ها به‌ویژه دسترسی به اطلاعات، افزون گردیده، كه از آن با تعبیر "شكاف دیجیتال" نام می‌برند.
با توجه به وضعیت مذكور، سیاست‌های حاكم بر "تجارت جهانی" مورد انتقاد قرار گرفت. منتقدین، خواستار تمایز میان "كالاهای فرهنگی" به‌عنوان حامل فرهنگ و سایر كالاها شدند. بدین ترتیب، مفهوم "استثنای فرهنگی" خواستار استثناء نمودن كالاهای فرهنگی از اجرای اصول گات در مورد آنها است. منتقدین، معتقدند، اجرای اصول "سازمان تجارت جهانی" در زمینه كالاهای فرهنگی به امحاء فرهنگ‌های بومی انجامیده و با تنوع فرهنگی منافات دارد.
در راستای صیانت از "تنوع فرهنگی" در سه دهه گذشته، تلاش‌های زیادی صورت گرفته كه به‌لحاظ سازمانی، "یونسكو"، مهد این تلاش‌ها به‌شمار می‌رود.
امروزه مفهوم "تنوع فرهنگی"، دست‌كم به‌لحاظ تئوریك، مقبولیت جهانی یافته و اعلامیه جهانی یونسكو درباره تنوع فرهنگی مصوب بیست اكتبر 2005 میلادی، نشان‌گر پذیرش جهانی این مفهوم و عقیم ماندن تلاش‌ها در راستای یكسان‌سازی فرهنگی است.
 
منابع
1.         اعلامیه جهانی یونسکو درباره تنوع فرهنگی (بهار 1383) فصلنامه پل فیروزه. سال اول، ش 3. شماره 35.
2.         دكوئیار، خاویر پرز (1377) تنوع خلاق ما [گزارش كمیسیون جهانی و فرهنگ و توسعه]. گروه مترجمان، تهران. كمیسیون ملی یونسكو در ایران.
3.         رفیع‌پور، فرامرز (1378) آناتومی جامعه. تهران. شرکت سهامی انتشار، چاپ اول.
4.         زنگنه، حمید (1382) یونسکو و نظم نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی. کتاب سبز یونسکو. تهران. انتشارات وزارت امورخارجه. چاپ اول.
5.         سعیدی، رحمان (زمستان 1382) جامعه اطلاعاتی چالش‌ها و فرصت‌ها. ویژه‌نامه نظام جامع رسانه‌ها. مركز پژوهش‌های مجلس. سال دهم. شماره 42.
6.         شکرخواه، یونس (تابستان 1384) جامعه اطلاعاتی؛ چند دیدگاه بنیادی. فصلنامه رسانه. سال شانزدهم. ش2، شماره62.
7.         فرقانی، محمدمهدی (هفدهم فروردین 1383) جامعه اطلاعاتی جهانی: انقلاب سرخوردگی­ها. روزنامه ایران، سال دهم، شماره 2757،.
8.         فیدر، جان (1380) جامعه اطلاعاتی. علی رادباوه و عباس گیلوری. تهران. كتابدار. چاپ اول.
9.         گیدنز، آنتونی (1377) پیامدهای مدرنیت. محسن ثلاثی. تهران. مرکز، چاپ اول.
10.     ماتسورا، كوئیچیرو (2001م) مشاركت یونسكو در صلح و توسعه انسانی در عصر جهانی شدن. خجسته عارف‌نیا و دیگران. گزارش اجلاس كنفرانس عمومی سال 2001 یونسكو.
11.     محسنی، منوچهر (1380) جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی. تهران. آگاه. چاپ اول.
12.     مسعودی، امید (مرداد 1384) محتوا در رسانه‌های جهانی. ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 226، صص45–43.
13.     معتمدنژاد، کاظم (1384) تحلیلی از بازتاب تصویب عهدنامه تنوع فرهنگی یونسکو در رسانه­های جهان. خبرگزاری ایسنا.
14.     معتمدنژاد، کاظم (تابستان 1384) دیدگاههای انتقادی در مورد مصوبات اجلاس جهانی در باره جامعه اطلاعاتی. فصلنامه رسانه، سال شانزدهم، شماره 62.
15.     معتمدنژاد، كاظم (1383) جامعه اطلاعاتی: اندیشه‌های بنیادی، دیدگاه‌های انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی. تهران. انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی. چاپ اول.
16.     مک‌براید، شن (1369) یک جهان و چندین صدا. ترجمه ایرج پاد. تهران. سروش. چاپ اول.
17.     مولانا، حمید (1371) جریان بین­المللی اطلاعات. ترجمه یونس شكرخواه. تهران. مركز مطالعات و تحقیقات رسانه­ها. چاپ اول.
18.     مولانا، حمید (1380) جهانی شدن رسانه‌های جمعی: فرصت‌ها و چالش‌های فراروی کشورهای جنوب. ترجمه محمداسماعیل امینی، فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 25، صص65–55.
19.     میرجلیلی، سیدحسین (بیستم شهریور 1386) جهانی شدن صنایع فرهنگی. روزنامه ایران. ش3734.
 
اینترنت
5.         آدکیونل، تید. جهانی شدن و تنوع فرهنگی. ع. ف. آشتیانی، http://www.bashgah.net/pages–91.html99.
6.         آربور، لوئیز. سخنرانی در اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای غیر متعهد. http://www.unic–ir.org/pr/farsi/2382007.htm.
7.         آرمان، ماتلار (1384) جامعه اطلاعاتی و نظم نوین جهانی  Http://www.rahpoyan.com.
8.         بیگ‌زاده، ابراهیم (1386) تأملی بر تنوع فرهنگی و مذهبی در حقوق بین‌الملل Http://yurd1.blogfa.com/post-3429.aspx
9.         سازمان تجارت جهانی از ابهام تا شفافیت. بیستم بهمن 1383 Http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business/economic_sciense/c2c1107881515p1.php
 
*  دکتر کریم خانمحمدی عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع)

 

 


4.4/5 - (18)
 
 
 
1398/04/25
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید