در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  حقانيت رسالت و حقوق ولايت
تاریخ  :  1390/12/06
منابع  :  روزنامه كيهان، شماره 20072 به تاريخ 22/8/90، صفحه 6
كلمات كليدي  :  حقوق ولايت، اسلام
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : اسلامي
نویسنده: علیرضا شعاعی
 
ولایت در اسلام، گستره وسیعی دارد. ولایت حق دو سویه است كه از ولایت پدر تا ولایت الله ادامه می‌یابد. بنیاد ولایت نه برقدرت بلكه بر محبت است. ازاین رو برخی با توجه به این مولفه و ویژگی اصلی در ولایت، اصولاآن را به معنا و مفهوم محبت گرفته‌اند. این بدان معناست كه هر كسی در مقام ولایت و نقش اجتماعی آن، موظف است تا رفتارهایش را بر محور محبت سامان دهد و دلسوزی و مهربانی را مبنای هر سخن، كار و برنامه ای قرار دهد.
در فرمان دعایی حضرت بقیه الله (ع) این فراز بلند را می‌توان یافت كه « و علی الامراء بالعدل و الشفقه و علی الرعیه بالانصاف و حسن السیره». این بدان معناست كه مبنای امت و امام دراسلام، بر محبت دو سویه است؛ چرا كه درمرحله ای، امام و امت لازم است تا براساس عدل و انصاف رفتار و داوری كنند و درمرحله دیگر، برآنان است تا براساس شفقت و نیك رفتاری، منش داشته باشند. این بدان معناست كه اسلام چیزی جز محبت از مومنان نخواسته است و مبنای همه آموزه‌ها محبت است. از این رو امام باقر(ع) می‌فرماید:
هل الایمان الاالحب؛
ایمان جز محبت نیست.
 
نویسنده دراین مطلب بر آن است تا براساس آموزه‌های قرآنی درباره حقانیت وحقوق پیامبر(ص)، حقوق ولایت به معنای ولایت رهبری را تبیین نماید.
 
ولایت، باطن رسالت
یكی از واژگان كلیدی قرآن، ولایت است. ولایت درآموزه‌های قرآن، باطن و حقیقت بسیاری از موضوعات و دینی و مسائل شرعی است. به این معنا كه اگر در قرآن، سخن از اطاعت از خدا و پیامبر(ص) است، اطاعت مبتنی بر ولایت است و اگر درجایی دیگر، فرمان حج آمده مراد لقاء الامام(ع) است، چرا كه حج، ظاهری و باطنی دارد. ظاهر آن همین مناسك و آیین هایی است كه انجام می‌گیرد و باطن آن لقاء الامام است. از این رو در روایت آمده است:
من تمام الحج لقاء الامام(ع)
 
از تمامیت كمالی حج لقاء الامام است كه به ظاهر همین لقاء با دیدار امام (ع) انجام می‌گیرد. لذا شیعیان در زمان حضور امامان (ع) به دیدار ایشان می‌شتافتند و اكنون از باب نمادگرایی به زیارت قبر رسول الله (ص) و امامان (ع) می‌شتابند تا به این باطن و تمامیت حج در ظاهر هم شده عمل كرده باشند.
تمامیت حج و یا هر عمل عبادی دیگر چون روزه و نماز، رسیدن به مقام ولایت و دیدار و لقاء با اوست. از این رو خداوند در آیه 3سوره مائده در بیان جایگاه ولایت و امامت در تحقق مهفوم اسلام و مسلمانی بر این نكته تاكید می‌كند كه با اعلان ولایت امیرمومنان علی(ع) در روز غدیر خم، اسلام به كمال رسید و نعمت هدایت به تمامیت خود دركمال دست یافت. به این معنا كه اگر اسلام به عنوان آیین الهی از آدم(ع) تا خاتم(ص) در شریعت محمدی(ص) به كمال خود رسید، با واگذاری مسئولیت ولایت به امیر مومنان(ع) و تداوم آن در معصومان(ع) به تمامیت كمالی خود رسیده است.
بر این اساس درآموزه‌های اسلامی از هرگونه نماز و روزه بی ولایت به معنای نماز ناقص و ناتمام یاد شده است؛ چرا كه نماز به ولایت تمامیت می‌یابد و كمال مطلق را به دست می‌آورد و آثار و بركات آن در زندگی بروز و ظهور می‌كند كه از آن جمله بازدارندگی آن از زشتی‌ها و نابهنجاری و بالا برندگی و معراج مومن خواهد بود.
امام باقر(ع) در تبیین و تفسیر انفسی همین آیه می‌فرماید:
«بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه و الزكاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد بشیء كما نودی بالولایه»
اسلام بر پنج پایه بنا شده است، بر نماز، زكات، روزه، حج و ولایت و در اسلام هیچ چیزی مانند ولایت مورد توجه قرار نگرفته است.»
 
و در سخن دیگر فرموده است:
«والو لایه افضل، لانها مفتاحهن، و الوالی هو الدلیل علیهن»
ولایت و رهبری برتر از نماز، زكات و حج است، زیرا ولایت كلید آنهاست و رهبر راهنمای (تحقق صحیح) نماز، زكات و حج است.»
 
خداوند در آیه 8 سوره تكاثر از نعمت ولایت از انسان می‌پرسد كه با آن چگونه برخورد كرده و بهره برده است؟ چرا كه نعمت ولایت، نعمت بسیار بزرگی است كه همانند آن نعمتی خداوند به انسان نداده است؛ زیرا خداوند بر انسان هبوط شده به زمین، نعمت هدایت را ارزانی داشت و این هدایتی كه با راهنمایی راه بوده، با راهنمایی دستگیر، به تمام رسانیده و از مقام ارائه الطریق به مقام ایصال الی المطلوب بالا برده است؛ چرا كه كسانی را فرستاده است كه در حكم ریسمان استوار، سبب و وسیله محكم و دستگیره ای مطمئن می‌باشند كه آدمی بدان می‌آویزد و به سوی خداوند اوج می‌گیرد. از این رو ایشان را نعمتی معرفی می‌كند كه از آن پرسیده خواهد شد. در «محاسن» برقی، از حضرت صادق(ع) روایت كرده است:
«فی قوله: لتسئلن یومئذ عن النعیم، قال: ان الله اكرم من ان یسال مومنا عن اكله و شربه»
«چون آن حضرت آیه را تفسیر كردند، گفتند: خداوند بزرگوارتر است از اینكه از مومنی، درباره خوردنیها و آشامیدنیهای او سوالی بنماید» (محاسن، ص 399).
 
پس آنچه خداوند به عنوان نعمت از آن می‌پرسد چیزی دیگری است كه در روایت دیگری به خوبی تبیین و تفسیر شده است. در عیون اخبار الرضا مرحوم صدوق، با اسنادش از ابراهیم بن عباس صولی چنین روایت می‌كند كه او می‌گوید: روزی در محضر حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بودیم، آن حضرت گفتند: در دنیا نعیم حقیقی نیست. بعضی از فقهائی كه در محضر بودند، گفتند خداوند عز و جل میفرماید:
«ثم لتسئلن یومنذ عن النعیم»
و آنگاه آن روز از این نعمت بازخواست می‌شوید» (تكاثر/8)؛
 
و البته منظور همین نعیم در دنیاست و آن آب خوشگوار است. حضرت رضا(ع) در حالی كه صدای خود را بلند كردند، گفتند شما این طور تفسیر می‌كنید! و آن را به اقسامی تقسیم می‌نمایید، به نحوی كه بعضی می‌گویند: آب خنك است و بعضی می‌گویند: غذای لذیذ است و بعضی میگویند: خواب راحت است! اما پدر من روایت كرد برای من از پدرش حضرت ابی عبدالله جعفر بن محمدالصادق(ع) كه چون این اقوال شما در محضر او بیان شد درباره تفسیر آیه ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم، خشمگین شد و گفت: خداوند عز وجل، از تفضلی كه به بندگان خود نموده است پرسش نمی كند و بر این منت نمی‌گذارد؛ و منت گذاردن در مقابل نعمتی كه مخلوقان خدا می‌دهند قبیح است تا چه رسد به اینكه به خدای عز وجل نسبت داده شود و چگونه می‌توان نسبت به خدا داد چیزی را كه خداوند برای مخلوقان خود نمی‌پسندد؟ ولیكن نعیم، محبت ما اهل بیت است و موالات ماست كه خداوند بعد از سوال از توحید و نبوت از آن سوال می‌نماید؛ زیرا چون بنده خدا به این مهم وفا كند، او را به بهشت و سعادتی كه زائل شدنی نیست می‌رساند و براین واقعیت، روایت كرد برای من پدرم از پدرش از محمدبن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش حسین بن علی از پدرش علی علیهم السلام كه او گفت:
«قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی! ان اول ما یسال عنه العبد بعد موته، شهاده ان لااله الاالله، وان محمدا رسول الله، و انك ولی المومنین بما جعله الله و تعالی و جعلته لك! فمن اقر بذلك و كان یعتقده، صار الی النعیم الذی لازوال له»؛
رسول خدا(ص) گفته‌اند: ای علی! اولین چیزی كه از بنده پس از مرگش سوال می‌شود، شهادت است بر اینكه معبودی غیر از خدا نیست و اینكه محمد رسول خداست و اینكه تو بر مبنای قراری كه خدای تعالی برای تو داده و قراری كه من برای تو داده ام، ولی مومنان هستی! پس كسی كه بدین مطلب اقرار كند و بدان معتقد باشد حركتش بسوی نعیمی است كه برای آن زوال نیست».
با توجه به آیات و روایات بسیار می‌توان گفت كه ولایت، باطن رسالت و نبوت است. بنابراین، شریعت با باطن آن است كه تمامیت می‌یابد،؛ چون ولایت، روح و جان شریعت است و اگر عبادتی بی ولایت باشد همانند جسم و كالبدی بی روح و جان است.
 
حقوق ولایت بر پایه حقانیت رسالت
از آن جایی كه ولایت باطن رسالت است، با اثبات رسالت، حقوق ولایت نیز معلوم می‌شود كه در اینجا نگاهی گذرا به حقانیت رسالت می‌افكنیم تا حقوق ولایت نیز تبیین گردد.
حقانیت رسالت از طریق معجزه جاودانه قرآن امكان پذیر است. (بقره، آیه 23 و نیز یس، آیات 2 و 3 و آیات دیگر) خداوند در آیه 57 سوره انعام و 17 سوره هود، قرآن را دلیلی روشن و گواهی آشكار بر حقانیت پیامبر(ص) در رسالت معرفی می‌كند و در آیه 23 و 24 سوره بقره و 99 آن، و آیه 82 سوره نساء و آیاتی دیگر، قرآن را معجزه‌ای كافی برای اثبات حقانیت پیامبر(ص) می‌داند.
از سوی دیگر، هر كسی می‌تواند با اندیشه و خردورزی به این حقانیت دست یابد و راه برای اثبات آن برای همگان باز است. (انبیاء، آیات 3 تا 10) این حقانیت برای همه گروه‌ها و اقشار انسانی به اشكالی فراهم است هر چند كه برخی چون مشركان (انعام، آیه 19 و فرقان، آیه 8)، منافقان (توبه، آیه 64)، یهودیان (مجادله، آیه 8 و بقره، آیه 76 و 159) و عالمان اهل كتاب از یهود و مسیحی (بقره، آیه 146 و آل عمران، آیه 19) آن را انكار می‌كنند و می‌خواهند نقاب بر چهره فروزان خورشید افكنند.
خداوند در آیه 33 سوره انعام می‌فرماید كه كافران با آن كه نسبت به حقانیت پیامبر(ص) در رسالت آگاه بودند، ولی به انكار آن می‌پرداختند، چون انسان‌های ستمگری بودند. یا یهودیان با آن كه نشانه‌های حقانیت پیامبر(ص) را در تورات یافته بودند ولی به انكار برخاستند. (بقره، آیات 75 و 76 و 79 و 101 و 159 و آل عمران، آیات 86 و 199 و آیات دیگر)
همچنین امی بودن و به مكتب نرفتن و خط ننوشتن آن حضرت و مساله آموزی صدها مدرس (عنكبوت، آیه 48)، اخبار غیبی آن حضرت (آل عمران، آیه 44) و گسترش اسلام (شوری، آیه 24) دعوت به مباهله (آل عمران، آیه 61) و به مبارزه طلبیدن همه مخالفان و معاندان (همان و نیز بقره، آیات 23 و 24) از دیگر دلایل و شواهد بر حقانیت رسالت آن حضرت(ص) است.
 
ولایت مطلق رسول الله، امتداد ولایت خدا
پس از اثبات حقانیت آن حضرت(ص) به رسالت، این معنا نیز اثبات می‌شود كه ولایت او چون امتداد ولایت الهی است، ولایتی مطلق و كلی است. از این رو خداوند به صراحت در آیه 6 سوره احزاب از تقدم و برتری حقوقی پیامبر(ص) بر حقوق مسلمانان تاكید می‌كند.
به این معنا كه پذیرش عقلانی و عقلایی حقانیت رسالت به معنای پذیرش ولایت مطلق آن حضرت(ص) به شكل تعبدی است. بنابراین كسی نمی تواند خود را در چیزی از جان و مال و عرض، مقدم بر ولی الله بداند و بخواهد از حكم و قضاوت او سرپیچی كند؛ به ویژه آنكه می‌داند كه ولی الله دلسوزتر و مهربان تر و آگاه تر و عالم تر به خود فرد است و آنچه برای او می‌پسندد عین خیر برای اوست. پس اگر حكم كند كه زخمی بر تن او وارد شود یا مال و كشتی او سوراخ شود یا كودكش تباه گردد و یا دیواری بر افراشته گردد یا زنی طلاق داده شود و غده‌ای از تن بیرون كشیده شود، همه آنها به خیر اوست. (كهف، آیات 65 تا 83 و نیز آیه 6 سوره احزاب و مانند آن) بنابراین وقتی از ترجیح و اولویت پیامبر(ص) بر مومنان سخن به میان می‌آید به معنای این است كه پیامبر(ص) به عنوان رسول و نبی در تمامی امور مقدم بر مومنان است. اگر مسئله حفظ جان باشد و امر دایر باشد بین حفظ جان پیامبر(ص) و جان مومنان، می‌بایست جان پیامبر(ص) حفظ شود و مقدم گردد؛ و همچنین امر دایر بین تكریم و احترام مومن و یا پیامبر(ص) باشد، تكریم پیامبر(ص) مقدم و مرجع است. اگر نفس مومن چیزی بخواهد و خواهشی داشته باشد و پیامبر(ص) دستور دیگری داشته باشد، امر و خواسته پیامبر(ص) بر خواسته مومن مقدم است. بنابراین در همه امور دین و دنیای پیامبر(ص) بر مومنان مقدم است. (كشاف، زمخشری، ج3، ص 523 و نیز المیزان، ج 16، ص 276)
البته این حق براساس نسبت پیامبر(ص) با خداوند ایجاد شده است و در حقیقت این حق ولایت مطلق از آن خداوند است كه از مجرای پیامبر(ص) اعمال می‌شود. به این معنا كه اگر این نسبت میان پیامبر(ص) و خداوند ازطریق رسالت و نبوت مثلانبود، پیامبر(ص) نیز مانند دیگر مردم بود، ولی این جایگاه حقوقی پیامبر(ص) است كه برای او این اولویت را آورده است. از این رو در آیه 6 سوره احزاب این حق به استناد نبوت به ایشان داده شده است. به سخن دیگر، ولایت حقوقی پیامبر همان امتداد ولایت حقیقی خداوند است و در حقیقت خداوند است كه اعمال ولایت ازطریق نبوت و رسالت می‌كند. این ولایت و اولویت از آن خداست بالذات و بالاصاله و در پیامبر(ص) به سببیت و اسباب بودن است.
خداوند در آیه 59 سوره نساء و آیات دیگر، اطاعت را نیز به شكل حقوقی طرح می‌كند. به این معنا كه اطاعت خویش را به عنوان الوهیت اثبات می‌كند و اطاعت از پیامبر(ص) را به سبب رسالت تثبیت می‌كند. یعنی این جایگاه حقوقی موجب می‌شود تا ایشان این شان را بیابند كه اطاعت او عین اطاعت خداوند باشد. بنابراین، مقام معنوی و رسالت و نبوت اوست كه ایشان را در جایگاه ولایت گذاشته و اطاعت بی چون و چرای او را سبب شده است؛ چرا كه این جایگاه در حقیقت انتساب به خداوند است و این خداوند است كه ولایت را اعمال می‌كند.
حقوق پیامبر بر امت
پیامبر(ص) به سبب همین جایگاه حقوقی دارای حقوقی خاص مردم است و آنان وظیفه دارند كه این حقوق را مراعات كنند. (آل عمران، آیه 159) خداوند می‌فرمایداز ایشان عفو نما، خود به صراحت دلالت می‌كند كه برای آن حضرت(ص) حقی است كه به سبب رسالت بر گردن مردم آمده است و چون حضرت صاحب حق بر ایشان است می‌تواند از حق خویش درگذرد و عفو نماید. به سخن دیگر، اثبات عفو به معنای اثبات حق است. (مجمع البیان، ج1و2، ص869)
البته این گذشت نسبت به حقوق عمومی مردم نیست، بلكه نسبت به حقوق شخصی خود آن حضرت است كه به عنوان رسالت برای او بر مردم ثابت شده است. پس پیامبر(ص) موظف می‌شود تا از حقوق شخصی خود برای جلب مردم بگذرد و به ایشان رحم نماید. (روح المعالی، ج3، جزء4، ص 166)
حقوقی كه به عنوان حق مقام و جایگاه حقوقی برای پیامبر(ص) ثابت است اموری چون احترام و ادب در مجالس است (بقره آیه 104 و نساء آیه 46 و حجرات آیه 2و3) این ادب می‌بایست به گونه ای باشد كه شخصیت حقیقی و حقوقی پیامبر(ص) به بهترین شكل حفظ شود. بنابراین در هنگام نام بردن و صدازدن می‌بایست او را به القاب بلندی چون رسالت بخوانند و بی‌لقب و كنیه او را صدا نكنند. (نور، آیه 63 و حجرات آیات 2تا 5) هرگونه بی‌ادبی نسبت به مقام رسالت، به معنای بی خردی فرد است و اگر كسی نمی خواهد متهم به بی خردی شود، از این گونه رفتار و معاشرت زشت پرهیز كند. (حجرات، آیه4)
اذن گرفتن از دیگر حقوق پیامبر(ص) است. هركسی در هر امری از امور شخصی و یا اجتماعی می‌بایست از پیامبر(ص) اجازه پیشین بگیرد. برای پیامبر(ص) این حق ثابت است تا افرادی را برای ترك صحنه‌های اجتماعی چون مشاركت سیاسی و اجتماعی و نظامی اجازه دهد. هركسی هم می‌خواهد این صحنه‌ها را ترك كند می‌بایست پیش از این كار از مقام ولایت اذن بگیرد. (توبه، آیات 43 تا 45 و 83 و 86 و 90 و93 نور، آیه 62 و احزاب، آیه 13)
از دیگر حقوق پیامبر (ص) دراختیار داشتن «انفال» و «فی» است. (انفال، آیه 1) تا هر گونه كه خواست آن را مصرف نماید و اجازه ندهد تا ثروت و سرمایه ملی در دستان گروهی از سرمایه داران دست به دست شود و از گردش سالم اقتصادی بیرون رود.
حق تصمیم گیری در بیت المال و چگونگی تقسیم و صرف آن از دیگر حقوق آن حضرت(ص) است كه درآیات 58 و 59 سوره توبه تثبیت شده است.
حكمیت و داوری درمیان مردم از دیگر حقوق آن حضرت (ص) است. آن حضرت (ص) همچنین می‌تواند درباره پیروان شرایع دیگر اگر آنان خواستند به عدالت قضاوت و داوری كند. (مائده، آیات 41 تا 43)
حكومت نیز از دیگر حقوق پیامبر(ص) است كه در آیات بسیار از جمله آیات پیشین و 59 و 90 سوره نساء و 25سوره حدید 41 و 44سوره مائده و 61 سوره انفال و 43 تا45 و نیز 83 و86 و 90 و 93 سوره توبه و مانند آن بیان شده است.
از دیگر حقوق ایشان در اختیار داشتن خمس (انفال، آیه 41) و فی (حشر، آیات 6 و 7) است كه می‌تواند براساس منزلت و مقام حقوقی خود درآن تصرف كند و هرگونه كه خواست مصرف نماید.
از دیگر حقوق رسول خدا، دوستی و مودت با اهل بیت (ع)و اطاعت و پیروی از آنان است؛ چرا كه ایشان از سوی خداوند دارای عصمت هستند(احزاب، آیه 33) و از همان حقوق و درجات ولایت یعنی باطن رسالت برخوردارند. (شوری، آیه 23، و مائده آیه 3 و 54 و 67 و آیات دیگر) همین ولایت و اطاعت از آن امامان معصوم (ع) نیز می‌باشد و آنان نیز همین ولایت و حقوق را بر اساس آیات و روایات دارا هستند. همچنین براساس روایاتی، ولی فقیه جامع الشرایط امامت و رهبری نیز از این حقوق و ولایت درامتداد ولایت كلی الهی برخوردار است.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1398/03/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید