در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  عدل و اقسام آن از ديدگاه شهيد آيت الله مرتضي مطهري
تاریخ  :  1390/12/11
منابع  :  روزنامه ايران، شماره 4857 به تاريخ 13/5/90، صفحه 21
كلمات كليدي  :  عدل و اقسام آن از ديدگاه شهيد آيت الله مرتضي مطهري
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : اسلامي
استاد شهید مرتضی مطهری در كتاب وزین عدل الهی چهار تعریف یا كاربرد برای عدل ارائه می‌دهند كه عبارت هستند از:
1. موزون بودن و متعادل بودن: یك اجتماع برای باقی و برقرار ماندن باید متعادل باشد، یعنی هر چیزی در آن به‏ قدر لازم (نه به قدر مساوی) وجود داشته باشد. هر اجتماع متعادل، نیازمند به كارهای فراوان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و تربیتی می‌باشد و از آنجایی كه عالم هستی موزون و متعادل است، لذا این كارها باید میان افراد به طور متعادل تقسیم شود. برای هر كدام از آنها نیز باید به قدر لازم كارگزار و بودجه و نیرو صرف گردد. در غیر این صورت امكان برپایی عالم هستی وجود نداشته و این نظم، تناسب در آن نبود. نقطه مقابل عدل در این معنا بی تناسبی است نه ظلم، چون بحث عدل به معنای تناسب در برابر بی تناسبی در نظر كل نظام عالم بوده، در حالی كه عدل در مقابل ظلم، به دنبال ملاحظه هر جزء حقوق فردی مطرح می‌شود. همچنین عدل به معنای تناسب و توازن در نظام عالم، از شئون حكیم بودن و علیم بودن خداوند می‌باشد.
2. تساوی و نفی هرگونه تبعیض است. در اینجا مقصود از عدالت، رعایت تساوی در زمینه استحقاق هایی است كه افراد از آن برخوردار بوده و این نفی تبعیض با توجه به تفاوت های بین افراد است.
3. رعایت حقوق افراد و عطا كردن حق به هر صاحب حقی؛ ظلم عبارت است از پامال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران. معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی كه در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند. این‏ عدالت متكی بر دو چیز است: یكی حقوق و اولویت ها، یعنی افراد بشر نسبت به یكدیگر و در مقایسه با یكدیگر، نوعی حقوق و اولویت پیدا می‏كنند. یكی دیگر خصوصیت ذاتی بشر است كه طوری آفریده شده كه در كارهای‏ خود الزاماً نوعی اندیشه‏ها كه آنها را اندیشه اعتباری می‏نامیم استخدام‏ می‏كند و با استفاده از آن اندیشه‏های اعتباری به عنوان «آلت فعل» به‏ مقاصد طبیعی خود نائل می‏آید. ظلم به معنای تجاوز به حریم و حق دیگری نسبت به خداوند محال می‌باشد، چون او مالك علی الاطلاق بوده و هیچ چیز در مقایسه با او اولویت ندارد.
4. رعایت استحقاق‌ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود یا كمال وجود دارد  عدل یعنی هر موجودی، هر درجه از وجود و كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت‏ می‏كند. ظلم یعنی منع فیض و امساك وجود از وجودی كه استحقاق دارد. عدل خداوند عین فضل و عین وجود او است، یعنی عدل خداوند عبارت‏ است از اینكه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در هر حدی كه امكان تفضل‏ برای آن موجود باشد، دریغ نمی‏دارد.
از نظر شهید مطهری، حكمای الهی اسلامی، عدل را به عنوان یک حقیقتی واقعی تفسیر می‌كنند بدون‏ آنكه لازم باشد خداوند را مجبور در عدل دید تا بر قدرت خداوند خدشه‏ای وارد آید. از آنجایی كه انسانها در كارهایی كه انجام می‏دهند هدف و غرضی را در نظر می‏گیرند برای افعال خداوند نیز لازم است هدف و غایتی در نظر گرفته شود و آنجایی که ذات اقدس الهی غایت كل یعنی غایئ الغایات است، اشیا همه از او و به سوی او است «و ان الی ربك المنتهی» (نجم/42) پس لازمه افعال خداوند داشتن هدف است و هدف اصلی از افعال خداوند خود اوست.
استاد شهید در فرازی دیگر با اشاره به اینكه «بحث جبر و اختیار، خود به خود بحث» عدل را به میان آورد. زیرا رابطه مستقیمی است میان اختیار و عدل از یك طرف و جبر و نفی عدل از طرف دیگر، یعنی تنها در صورت اختیار است كه تكلیف و پاداش و كیفر عادلانه، مفهوم و معنی پیدا می‏كند. اگر انسان، آزادی و اختیار نداشته‏ باشد و در مقابل اراده الهی و یا عوامل طبیعی، دست بسته و مجبور باشد، دیگر تكلیف و پاداش و كیفر، مفهوم خود را از دست می‏دهد. به اقسام عدل و عدالت اشاره می‌نمایند كه: «از نظر ما ریشه اصلی و ریشه و عملی مسئله عدل را در جامعه اسلامی، در درجه اول، در خود قرآن كریم باید جست و جو كرد. قرآن عدل را به چهار بخش تقسیم می‌کند: عدل تكوینی‏، عدل تشریعی، عدل اخلاقی و عدل اجتماعی.»
عدل تکوینی: درباره نظام آسمان و زمان و طبیعت است که در قرآن عدل را ترازوی خدا در امر آفرینش می‏داند: «و السماء رفعها و وضع المیزان. (الرحمن /. 7) در ذیل همین آیه است كه رسول خدا فرمود: «بالعدل قامت السموات و الارض» «آسمان ها و زمین به عدل برپا است»
عدل تشریعی: یعنی اینكه در نظام جعل و وضع و تشریع قوانین، همواره اصل‏ عدل، رعایت شده و می‏شود در قرآن كریم تصریح شده كه حكمت بعثت و ارسال رسل این است كه عدل و قسط بر نظام زندگانی بشر حاكم باشد: « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم‏ الناس بالقسط »(حدید / 25) بیشترین آیات مربوط به عدل، درباره عدل جمعی و گروهی است اعم از خانوادگی، سیاسی، قضایی، اجتماعی. در قرآن، از توحید گرفته تا معاد و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمانهای فردی گرفته تا هدفهای اجتماعی، همه بر محور عدل‏ استوار شده است. عدل قرآن، همدوش توحید، ركن معاد، هدف تشریع‏ نبوت، فلسفه زعامت و امامت، معیار كمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع‏ است. عدل قرآن، آنجا كه به توحید یا معاد مربوط می‏شود، به نگرش انسان به‏ هستی و آفرینش، شكل خاص می‏دهد و به عبارت دیگر، نوعی «جهان بینی» است، عدل اخلاقی: قرآن، انسان اخلاقی را به عنوان «صاحب عدل» نام می‏برد. در چند جای قرآن كه سخن از داوری و یا گواهی انسانهایی است كه از نظر تربیتی و اخلاقی و روحی قابل اعتماد باشند، آنها را به همین عنوان كه گفتیم نام‏ می‏برد، مثل اینكه می‏فرماید: «یحكم به ذوا عدل منكم» (مائده/95). یا می‏فرماید: «و اشهدوا ذوی عدل منكم» (طلاق/ 2)
عدل اجتماعی: یك عامل بسیار مهم و اساسی در گرایشهای انسان است و احیاناً جای‏ پایی از علل اقتصادی را نیز در جبهه گیری‌های فكری و اجتماعی و سیاسی اسلامی‏ می‏توان یافت. اما نمی‏توان همه جاذبه‌هایی كه انسان را احاطه كرده و تحت نفوذ قرار می‏دهد و همه عوامل اصلی و اساسی‏ای را كه در بافت تاریخ‏ انسان موثر است در نیازهای اقتصادی خلاصه كرد و شاید هنوز زود است كه‏ درباره مجموع عوامل اساسی حاكم بر زندگی فردی و اجتماعی انسان اظهار نظر قاطع بشود. قدر مسلم این است كه نیازهای مادی را به عنوان نیاز اصلی‏ منحصر نتوان مورد قبول قرار داد.

 


3.3/5 - (23)
 
 
 
1398/03/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید