در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  پرسشهايي درباره امامت
تاریخ  :  1390/12/11
منابع  :  روزنامه اطلاعات شنبه 17 دي1390 ـ 13 صفر 1433ـ 7 ژانويه 2012ـ شماره 25220
كلمات كليدي  :  امامت، قرآن
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : اسلامي
نویسنده: آیت‌الله‌العظمی جعفر سبحانی
 
اگر امامت از اصول است، چرا قرآن در این مورد سخن نگفته است؟
 
پاسخ: در اینكه مدیریت جامعه پس از پیامبر گرامی(ص) به شخصیت والایی نیازمند است، جای گفتگو نیست و خرد هر انسان منصفی بر این اصل داوری می‌كند و اتفاقاً قرآن كریم رهبری امت(امامت) را به صورت كلی در چند آیه مطرح می‌كند:
 
1. آیه ولایت
«انما ولیكم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة وهم راكعون
ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و كسانی كه ایمان آورده‌اند؛ همان كسانی كه نماز برپا می‌دارند و در حال ركوع زكات می‌دهند.»( مائده،55)
 
شأن نزول آیه را بسیاری از مفسران و اهل حدیث چنین نقل كرده‌اند: «سائلی وارد مسجد شد و درخواست كمك كرد. كسی به او چیزی نداد؛ امام علی(ع) در حالی كه در ركوع بود، با انگشت خود كه انگشتری در آن بود، به فقیر اشاره كرد كه انگشتری را از دست او درآورد و رفع احتیاج نماید. او نیز جلو آمد و انگشتر را از دست امام درآورد و دنبال كار خود رفت».
در این هنگام خبر به پیامبر اكرم(ص) رسید. وی از خدا چنین درخواست نمود: «پروردگارا! همان طور كه برای موسی از خاندانش وزیری معین نمودی، برای من نیز از اهل بیتم وزیری معین فرما». در این لحظه فرشتة وحی فرود آمد و آیه یاد شده را برای پیامبر خواند.
این شأن نزول را علاوه بر علمای شیعه، 66 تن از محدثان و متكلمان بزرگ اهل سنت با مختصر تفاوتی، در كتابهای خود آورده‌اند. علامه امینی مصادر آن را در كتاب شریف «الغدیر» آورده است.
اكنون باید دید چگونه این آیه مسأله امامت را مطرح می‌كند. توضیح اینكه: «ولی» در آیه یاد شده به معنی سرپرست و كسی است كه زمام امور را به دست گیرد؛ لذا پدر و حاكم را ولی می‌خوانند و می‌گویند: «الأب ولی الطفل»، و «الحاكم ولی القاصر». از آنجا كه محور سخن «ولی مؤمنان» است، طبعاً مقصود از «ولیكم الله»، امام و حاكم آنها خواهد بود. حتی قرائن موجود در آیه و شأن نزول آن، روشن‌ترین گواه است كه مراد از «ولی»، امامت و سرپرستی است. اینك قرائن:
1. اگر مقصود از «ولی» در «ولیكم» غیر از ولایت و زعامت دینی و مقام سرپرستی باشد؛ مثلاً گفته شود مقصود از آن «محب» و «ناصر» است، در این صـورت منحصـر كردن مقـام به سه فـرد، بی‌جهـت خواهد بود؛ زیرا همه افراد با ایمـان، محب و دوست و ناصـر یكدیگـرند و اختصاص به این سه نفر ندارد.
2. ظاهر آیه این است كه تنها این سه تن بر جامعه مسلمانان ولایت دارند. در این صورت باید گروهی كه ولایت دارند، غیر از گروهی باشند كه تحت ولایت هستند. اگر ولی را به معنی رهبر و سرپرست امور مسلمانان بگیریم، طبعاً این دو گروه از هم جدا و متمایز می‌شوند؛ اما اگر آن را به معنی دوست و یاور بگیریم، این دو گروه، یكی می‌شوند؛ زیرا همه افراد، محب و دوست یكدیگر و ناصر و یاور هم هستند.
3. هرگاه مقصود دوستی و نصرت باشد، می‌بایست تنها به «الذین آمنوا» اكتفا شود و دیگر به آوردن این جمله كه «در حال ركوع زكات می‌دهند»، نیازی نباشد؛ زیرا در جامعه با ایمان، همه افراد با یكدیگر دوست و یاور هستند؛ خواه در حالت ركوع زكات بدهند یا نه.
از این رو مفاد آیه، همان است كه پیامبر گرامی(ص)در یكی از سخنانش فرموده است: «ای علی، تو پس از من ولی هر فرد با ایمان هستی.»2 لفظ «بعدی» گواه بر این است كه مقصود از «ولی» همان مقام رهبری و حكومت و سرپرستی در امور دینی و دنیوی است، نه محبت و دوستی؛ زیرا اگر دوستی بود، به زمان درگذشت پیامبر(ص) اختصاص نداشت.
 
2ـ آیه «أولوا الامر»
آیه پیشین تنها آیه‌ای نیست كه امامت و ولایت را به صورت یك اصل مطرح می‌كند، بلكه آیه اطاعت «اولو الامر» نیز نمونه‌ای دیگر است؛ چنان كه می‌فرماید:
«یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منكم
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت كنید و از پیامبر و اولیای امر خود فرمان برید.» (نساء،59)
 
«اولو الامر» در آیه كه به معنای «فرمانروایان» است، حاكی از فرمانروایی گروهی است كه اطاعت آنان در كنار اطاعت خدا و رسول، قرار گرفته است. فخر رازی در تفسیر خود، بیان شیوایی دارد و می‌گوید: از اینكه اولوالامر در كنار خدا و رسول قرار گرفته، باید گفت كه صاحبان این منصب، معصوم از گناه و پیراسته از خطا بودند؛ زیرا گذشته از اینكه در كنار دو معصوم (خدا و پیامبر) واقع شده‌اند و باید با آن دو همگون باشند، از اینكه اطاعت «اولوالأمر» بدون قید و شرط لازم شمرده شده، باید گفت این فرمانروایان، انسانها معصومی هستند كه پیراسته از گناه و خطا می‌باشند و اگر غیر آن بود، حتماً باید حدود اطاعت آنها محدود گردد، در حالی كه قرآن، بدون حد و مرز اطاعت آنها را لازم شمرده است.
 
این دو آیه (آیه‌های ولایت و اولو الامر) مسأله امامت را به طور مستقل مطرح می‌كند، در حالی كه برخی از آیات هر چند مسأله امامت را مطرح نمی‌كند؛ ولی شأن نزول آن حاكی است كه در این مورد نازل شده است؛ مانند آیه «اكمال».
 
3ـ آیه اكمال
«الیوم أكملت لكم دینكم وأتممت علیكم نعمتی ورضیت لكم الاسلام دینا
امروز دین شما را برای شما كامل ساختم و نعمت خویش را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم...»(مائده،3)
 
مفسران و گروهی از محدثان ، نزول این آیه را در حجه‌الوداع در ـ روز غدیر خم ـ روزی كه علی(ع) به مقام امامت منصوب گشت، یادآور شده‌اند. با توجه به این سه آیه، پاسخ سؤال روشن می‌شود كه مسأله امامت و ولایت در قرآن مطرح است و هرگز قرآن آن را ناگفته نگذاشته است.
 
چرا نام امامان در قرآن نیامده است؟
پاسخ: روش آموزشی قرآن بیان كلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد. رسول خدا نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبیین آن نیز مأموریت داشت؛ چنان كه می‌فرماید:
«و أنزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفكرون
قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان كنی و آشكارسازی، شاید آنان بیندیشند.»(نحل، 44)
 
در آیه یاد شده دقت كنید، می‌فرماید: «لتبین» و نمی‌گوید: «لتقرأ» یا «لیتلو» و این نشانه آن است كه پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن كند؛ بنابراین انتظار اینكه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است كه انتظار داشته باشم، همه جزئیات در قانون اساسی كشور ذكر شود. اکنون برخی از روشهای قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌كنیم:
 
1. معرفی به نام
گاهی وضعیت ایجاب می‌كند كه فردی را به نام معرفی كند؛ چنان‌كه می‌فرماید:
«و مبشراً برسول یأتی من بعدی اسمه احمد
[عیسی می‌گوید:] به شما مژده پیامبری را می‌دهم كه پس از من می‌آید و نامش احمد است».(صف،6) در این آیه، حضرت مسیح(ع)، پیامبر(ص) پس از خویش را به نام معرفی می‌كند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.
 
2. معرفی با عدد
و گاهی موقعیت ایجاب می‌كند كه افرادی را با عدد معرفی كند؛ چنان كه می‌فرماید: «و لقد أخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا: خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم.» (مائده،11)
 
3. معرفی با صفت
بعضی اوقات وضعیت به‌ گونه‌ای است كه فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی كند؛ چنان كه پیامبر خاتم(ص) را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی كرده است:
«الذین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی یجدونه مكتوباً عندهم فی التوراه و الإنجیل
كسانی كه از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌كنند كه نام و خصوصیاتش را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، كه آنان را به نیكی دعوت كرده و از بدیها بازشان می‌دارد، پاكیها را برای آنان حلال كرده و ناپاكی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منكر می‌كند و بارهای گران و زنجیرهایی كه بر آنان بود، از ایشان بر می‌دارد.»(اعراف،157)
با توجه به این روش، انتظار اینكه اسامی دوازده امام با ذكر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جاست؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.
اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید كلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذكر كند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود؛ در این صورت باید صدها مسأله كلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذكر شده باشد، مسائلی كه قرنها مایه جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است؛ ولی قرآن در باره آنها به طور صریح و قاطع ـ كه ریشه‌كن كننده نزاع باشد ـ سخن نگفته است، مانند:
1. صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر ذات؟
2. حقیقت صفات خبری مانند استوای بر عرش چیست؟
3. قدیم یا حادث بودن كلام خدا.
4. جبر و اختیار.
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است؛ ولی آن‌چنان شفاف و قاطع كه نزاع را یكسره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حكمت آن در این است كه قرآن مردم را به تفكر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌كند، بیان قاطع همه مسائل، به گونه‌ای كه همه مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.
پرسشگر تصور می‌كند كه اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی كه این اصل كلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاكم گشته است. بنی‌اسرائیل از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین كند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهای غصب شدة خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا كه گفتند:
«اذ قالوا لنبی لهم ابعث لنا ملكاً نقاتل فی سبیل الله
 آنان به پیامبر خود گفتند: برای ما فرمانروایی معین كن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم.» (بقره،246)
 
پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی كرد و گفت:
«إن الله قد بعث لكم طالوت ملكا
خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است.»(بقره،247)
با اینکه نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشكال تراشی پرداختند و گفتند:
«أنى یكون له الملك علینا ونحن أحق بالملك منه ولم یؤت سعه من المال:
او چگونه می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آنكه ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟»(بقره،247)
 
این امر دلالت بر آن دارد كه ذكر نام برای رفع اختلاف كافی نیست، بلكه باید موقعیت جامعه، آماده پذیرایی باشد. چه بسا ذكر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد كه آزمندان حكومت و ریاست به نسل‌كشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری كنند؛ چنان كه این مسأله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد . درباره حضرت مهدی(ع) كه اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیتهای فراوانی پدید آمد و خانه حضرت عسكری(ع) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طور كه گفته شد، قرآن به سان قانون اساسی است. انتظار اینكه همه چیز در آن آورده شود، كاملاً بی‌مورد است. نماز و روزه و زكات كه از عالی‌ترین فرایض اسلام است، به طور كلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنت پیامبر(ص) گرفته شده است.

 


2.5/5 - (4)
 
 
 
1398/05/29
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید