در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  عوامل ماندگاري قيام امام حسين(عليه السلام) (1)
نویسنده :  سيد علي اكبر حسيني
كلمات كليدي  :  عوامل ماندگاري قيام امام حسين(عليه السلام)، نقش زنان اهل بيت(عليه السلام) در استمرار قيام عاشورا، تبيين حقيقت قيام، عزاداري و سوگواري، مرثيه
   ائمه اطهار(علیه‌السلام) و خاندان عصمت و طهارت جهت زنده نگهداشتن یاد و نام شهیدان کربلا به عنوان کامل­ترین الگوهای فداکاری و ایثار، سعی و تلاش فراوان از خود نشان دادند. ایشان هر فرصتی را دست­آویز خود برای یادکرد اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) و یاران شهیدش قرار داده و از هیچ فرصتی جهت زنده نگهداشتن یادشان فروگذار نکردند. بی­تردید احیای نام و یاد مردان بزرگ واقعه کربلا، الهام­بخش مردم بوده و ضمن احیاء روح فداکاری و ایثار در انسانها، آنان را در برابر مشکلات و ناملایمات زمانه سخت مقاوم و استوار  می­سازد.
 
نقش زنان و اسرای اهل بیت(علیه‌السلام) در استمرار قیام عاشورا
    زنان بنی­هاشم اعم از زینب کبری(سلام‌الله‌علیه) و ام­کلثوم(سلام‌الله‌علیه) و فاطمه دختر امام حسین(علیه‌السلام) و دیگر بانوان اهل بیت(علیه‌السلام) نقش بسیار مهمی در جاودانه ساختن قیام کربلا ایفا کردند. این مبلغان قهار به ظاهر اسیر، به رهبری امام سجاد(علیه‌السلام) از فرصتی که اسارت برای آنان به وجود آورده بود استفاده کرده حقیقت اسلام را به مردمی که طی حکومت سی و چند ساله بنی­امیه سخنی جز سخن آنان نشنیده بودند، بیان نمودند و آنان را از جایگاه واقعی اهل بیت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) مطلع نمودند. بانوان اهل بیت(علیه‌السلام) جهت رساندن پیام عاشورا و بیداری عمومی جوامع اسلامی از روشهایی استفاده کردند که در این بخش بدان پرداخته شده است:
 
 1-تبیین حقیقت قیام
   سعی و تلاش بنی­امیه بر این قرار گرفته بود تا امام(علیه‌السلام) را فردی خارجی معرفی کنند که در عراق بر ضد خلیفه مسلمین – یزید- شورش کرده است و می­خواهد مردم را به نافرمانی خلیفه وادار ساخته، امت اسلام را از هم پراکنده سازد. از این­رو جهت رسوخ دادن این اندیشه در اذهان عناصر نادان کوشیدند تا امام(علیه‌السلام) را فردی دروغگو معرفی کنند.[1] زنان اهل بیت(علیه‌السلام) و دیگر اسرای اهل بیت(علیه‌السلام) با اطلاع از این نقشه شوم دشمن، با تمام توان کوشیدند تا در سخنرانی­ها و احتجاجات خود، از سویی حسین(علیه‌السلام) و حقیقت دین را به تمامی مردم بشناسانند و از سوی دیگر نقاب از چهره دروغین بنی­امیه بردارند و به مردم ثابت کنند که حسین(علیه‌السلام) نه فردی شورشی و عصیانگر که برای متفرق کردن مسلمانان سر به طغیان نهاده بلکه او  پسر دختر رسول خداست[2] که برای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جدش قیام کرده  است. در یکی از زیباترین احتجاجات زنان اهل بیت(علیه‌السلام) که از سوی زینب کبری(سلام‌الله‌علیه) با عبیدالله بن ­زیاد صورت گرفت سعی و تلاش زنان اهل بیت(علیه‌السلام) برای شناساندن حقیقت این قیام به خوبی نمایان شده است. نقل شده که «پس از ورود اهل­بیت(علیه‌السلام) به دارالاماره، عبیدالله زینب(سلام‌الله‌علیه) را خطاب قرار داد و از نامش جویا شد. گفتند: «او زينب دختر فاطمه(سلام‌الله‌علیه) دختر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است.» ابن­زياد رو به زينب(سلام‌الله‌علیه) كرده گفت: «خدای را سپاس که شما را رسوا کرد و کشت و در آنچه که گفته بوديد دروغ­تان را آشكار ساخت؟»
 زينب(سلام‌الله‌علیه) فرمود: «سپاس خداوندى را كه ما را به وسيله پيغمبرش محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) گرامى داشت و ما را از پلیدیها پاک گردانید؛ فاسق است که رسوا می­شود و نابکار است که دروغ می­گوید[3] و الحمدللَّه این شخص ما نیستیم، بلکه دیگری است.»[4]
عبیدالله گفت: «کار خدا را با برادرت و اهل بیت(علیه‌السلام) خود چگونه دیدی؟» زینب(سلام‌الله‌علیه) فرمود: «من چیزی جز نیکی و شایستگی از جانب خداوند ندیدم. اینان گروهی بودند که خداوند شهادت را برای­شان مقدر کرده بود و به سوی جایگاه ابدی خود شتافته و در آن آرمیده­اند و خداوند و روز قیامت میان تو و آنان داوری خواهد کرد.» اين سخنان  چنان پسر زیاد را به خشم آورده بود که گویا تصمیم بر قتل زینب(سلام‌الله‌علیه) گرفته بود که با توصیه عمرو بن حریث از این کار منصرف شد.»[5]
 
2-مرثیه سرایی
   بی­تردید مرثیه­سرایی و سرودن اشعار در عزای اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) از جایگاه ویژه­ای برای تبیین و شناساندن حقیقت قیام عاشورا برخوردار است. قالب شعر به جهت برخورداری از وزن و آهنگ و بُعد عاطفی، بسیار مؤثرتر و ماندگارتر از کلام غیر منظوم بوده و از اثربخشی مضاعفی نسبت به آن برخوردار است. همین ویژگی­ها و امتیازات کلام منظوم بر کلام منثور موجب شده بود تا زنان اهل بیت(علیه‌السلام) از آن همچون سلاحی مؤثر و کارآمد در دفاع از حق و ستایش راستی به کار گیرند. آنان پس از واقعه عاشورا به خصوص پس از بازگشت به مدینه با سرودن اشعار سوزناک در رثای عزیزان از دست رفته و شهدای مظلوم اهل بیت(علیه‌السلام)، یاد آنان را زنده و به اهداف بلند و نقش سازنده فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قیام عاشورا جلوه ویژه­ای می­دادند. ابیات سوزناکی که در برخی از منابع از قول ام­کلثوم – خواهر امام حسین(علیه‌السلام)-[6] و رباب – همسر امام حسین(علیه‌السلام)-[7] و نیز سکینه دختر امام حسین(علیه‌السلام)[8] به ثبت رسیده است تنها بخشی از اشعاری است که از سوی بانوان اهل بیت(علیه‌السلام) در رثای سید و سالار شهیدان(علیه‌السلام) سروده شده است.
 
3-عزاداری و سوگواری
    از اقدامات کارساز و بسیار تأثیرگذاری که پس از حادثه دلخراش کربلا از سوی  زنان اهل بیت(علیه‌السلام) انجام گرفت اقامه مجالس عزا بود که تأثیر شگرف آن در بیداری عمومی جوامع اسلامی رخ نمود. این عزاداری­ها که از آغازین دقائق شهادت امام(علیه‌السلام) و با حضور زنان اهل بیت(علیه‌السلام) در کنار اجساد عزیزانشان آغاز شد[9] تا بازگشت اسرا به مدینه ادامه یافت. آنان در قالبهای مختلف به عزاداری می­پرداختند و در مواقع گوناگون برای رسوا کردن خیانتکاران در تاریخ و آگاه کردن مردم از هدف شهیدان حق و فضیلت، در مقاطع و اماکن متعدد، مجلس عزا برای امام(علیه‌السلام) و دیگر شهدای کربلا بر پا می­کردند.
این حربه کارآمد، در سفر شام نیز از سوی زنان اهل بیت(علیه‌السلام) به کار گرفته شد به گونه­ای که بنا بر نقل برخی از منابع، اسرای اهل بیت(علیه‌السلام) در طول ایام اقامتشان در دمشق، همواره به سوگواری و نوحه­سرایی بر امام حسین(علیه‌السلام) می­پرداختند.[10] هنوز زمان چندانی از ورود اسرای اهل بیت(علیه‌السلام) به شام نگذشته بود که به مدد این عزاداری­ها و در پی سخنرانی­ها و افشاگری­های اهل بیت(علیه‌السلام) اوضاع چنان علیه یزید بن معاویه تغییر کرد که او نیز بالاجبار اقدام به برپایی عزا برای امام(علیه‌السلام) کرد. نقل شده  به دستور یزید اسرای اهل بیت(علیه‌السلام) را به خانه­اش بردند. پس از ورود اهل بیت(علیه‌السلام) به کاخ، آنان مورد استقبال گرم زنان خاندان بنی­امیه قرار گرفتند و گریه و ضجه از هر سو برخاست[11] و تا سه روز در کاخ یزید، مجلس عزای حسینی به پا شد.[12] کار به جایی کشیده شد که یزید نیز از روی ریا و به ناچار در برابر مردم برای شهادت امام(علیه‌السلام) گریه می­کرد و مردم نیز هم­صدا با او می­گریستند.[13]
تا اینکه سرانجام در پی سخنرانی­ها و افشاگری­های اهل بیت(علیه‌السلام)، نشانه­های شکست در یزید و برنامه­هایش روز به روز آشکارتر ­گردید و با روشن شدن حقایق، اعتراض به عمل زشت یزید در به شهادت رساندن اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام)، در سرتاسر دمشق بالا گرفت و یزید مجبور به بازگرداندن اسرا به مدینه شد. جالب اینکه حتی زمانی هم که یزید مجبور به بازگشت اسرا به مدینه شد و حرم رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را فرا خواند و به آنها گفت: «چه کاری را بیشتر دوست دارید ماندن نزد من یا رفتن به مدینه؟» آنان تشکیل مجلس عزا را پیش کشیدند و گفتند: «پیش از هر چیز دوست داریم که برای حسین(علیه‌السلام) نوحه­سرایی کنیم.» یزید نیز دستور داد تا خانه­هایی را در دمشق برایشان خالی کردند و همه هاشمیان و قریشیان برای حسین (علیه‌السلام) جامه سیاه پوشیدند و بنابر نقلی هفت روز عزاداری کردند.[14]
سوگواری­ها و ذکر مصائب واقعه جانگداز کربلا پس از بازگشت اسرا به مدینه نیز  ادامه پیدا کرد. پس از بازگشت کاروان اسرا به مدینه آنان از سوی زنان بنی­هاشم مورد استقبال قرار گرفتند و تا سه روز در مدینه به عزاداری و نوحه­سرایی پرداختند.[15] به نقل از منابع متقدم برخی از این اسرا تا پایان عمر سوگواری خود را ادامه دادند. گفته شده رباب پس از بازگشت اسرا به مدینه، در سوگ      اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) پیوسته گریان و عزادار بود[16] او هرگز زیر سایه و سقفی نرفت تا اینکه سرانجام پس از گذشت یک سال، بر اثر گریه و اندوه فراوان بر شهادت امام حسین(علیه‌السلام) بیمار شد و در سال شصت و دو هجری در شهر مدینه وفات کرد.[17]
زینب کبری(سلام‌الله‌علیه) نیز پس از بازگشت به مدینه، این شهر را مرکزی برای مبارزات خود قرار داده بود و پیوسته یاد و خاطره امام حسین(علیه‌السلام) و مصائب ایشان را یادآور می­شد و مردم را به خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) و خلع یزید از حکومت فرا می­خواند.[18] تا اینکه بنا بر نقلی، عمرو بن سعید – والی وقت مدینه- طی نامه­ای یزید را از جریان مطلع ساخت. پس به دستور یزید، زینب(سلام‌الله‌علیه) را از بقیه جدا کردند و سپس او را از مدینه خارج کردند تا به هر کجا که بخواهد برود. حضرت زینب(سلام‌الله‌علیه) علی­رغم مخالفت اولیه با این دستور، سرانجام راضی به خروج از مدینه شده رهسپار دیار مصر گردید.[19]
ام­البنین(سلام‌الله‌علیه) نیز با این که در کربلا حضور نداشت؛ اما پس از دریافت خبر شهادت اهل بیت(علیه‌السلام) همه روزه به بقیع می­رفت و بچه­های فرزندش عباس(علیه‌السلام) را نیز به همراه می­برد و به یاد فرزندان شهیدش مرثیه و نوحه می­خواند. زنان مدینه به واسطه نوحه­های سوزناک او، گرد وی جمع می­شدند و با او می­گریستند. اشعار سوزناکی که ام­البنین(سلام‌الله‌علیه) در یادکرد فرزندان شهیدش سروده بود آن چنان جانسوز بود که حتی دشمنان سرسختی چون مروان را هم تحت تأثیر قرار داده بود او نیز با گریه این زن می­گریست.[20]
 
 
 
 
 
 
 
مطالب مرتبط:
 
 
 
 
 


[1] -الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967،ج5، ص457؛ شیخ مفید؛ الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص1413، ج2، ص115 و الکوفی، ابن اعثم؛ الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ص1991، ج5، ص122و برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: الخوارزمی، الموفق بن احمد؛ مقتل الحسین(علیه‌السلام)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی­تا، ج2، ص42 و ابن اثیر، علی بن ابی الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، 1965، ج4، ص81.
[2] -اسرای اهل بیت در مواضع  متعدد بارها انتساب خود را به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) اظهار می­کردند و بدین طریق اذهان مردم را متوجه جایگاه رفیع خود می­کردند. به عنوان نمونه رجوع شود به؛  ابن­سعد؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، 1993، خامسه1، ص488؛ شیخ صدوق؛ الامالی، کتابخانه اسلامیه، 1362ش.، ص166؛ الطبری؛ پیشین، ص457؛ شیخ مفید، پیشین، ص115؛ الخوارزمی، پیشین، ج2، ص42؛ ابن اثیر، پیشین، صص81 و 86 ؛ سید بن طاوس؛ اللهوف فی قتلی الطفوف، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ص178؛ حلی، ابن نما؛ مثیر الاحزان، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، 1406، ص99 و ...
[3]-الطبری، پیشین، ص457؛ شیخ مفید، پیشین، ص115؛ و ابن اعثم، پیشین، ج5، ص122و برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: الخوارزمی، پیشین، ج2، ص42 و ابن اثیر، پیشین، ص81.
[4]-شیخ مفید، پیشین، ص115؛ الطبرسی؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، 1390ق.، ج1، ص471؛  سید بن طاوس، پیشین، ص160 و ابن­نما، پیشین،ص90.
[5]-الطبری، پیشین، ص457؛ شیخ مفید، پیشین، صص116-115 و ابن­اعثم، پیشین، صص122-123و برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: الخوارزمی، پیشین، ص42 و ابن­اثیر، پیشین، ص82.
[6]- روایت شده که ام­کلثوم پس از بازگشت از سفر شام و در بدو ورود به مدینه زمانی که شهر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از دور پدیدار شد با حزن و اندوه بسیار شهر مدینة النبی را خطاب قرار داد و چنین سرود:
             «مدینة جدّنا لا تقبیلنا                           فبالحسرات و الاحزان جئنا
             الا فاخبر رسول الله عنّا                          بانّا قد فُجعنا فی أبینا
             و أن رجالنا بالطف صرعی                       بلا رؤس و قد ذبحوا البنینا
             و اخبر جدّنا أنّا اسرنا                             وبعد الأسر یا جدّا سُبینا
             و رهطک یا رسول الله اضحوا                   عدایا بالطفوف مسلّبینا
            و قد ذبحوا الحسین و لم یراعوا                   جنابک یا رسول الله فینا
            و ....
مدینه جدمان ما را نپذیر همانا ما با دنیایی حسرت و اندوه به سوی تو آمده­ایم. از جانب ما به پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) خبر بده که ما به مصیبت از دست دادن برادرمان دچار شدیم. و مردان ما در سرزمین کربلا بدون سر به خون خود  غلطیده­اند و به خاک افتاده­اند و فرزندانمان را سر بریده­اند. به جدمان خبر بده که ما اسیر شدیم و پس از اسارت ای جد بزرگوار ما به انواع مصائب اسارت مبتلا شدیم ای پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) خانواده­ات و در سرزمین طف با تنی عریان به خاک افتاده­اند. حسین(علیه‌السلام) را سربریدند و در این کار ای پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) جانب تو را رعایت نکردند. و .....» البحرانی، عبدالله؛ العوالم الامام الحسین(علیه‌السلام)، تحقیق مدرسه الامام المهدی(عج)، قم، مدرسه الامام المهدی(عج)، چاپ اول، 1407، ص423.
[7]-      واحسیناً فلا أنسی حسینا              أقصدته أسنّة الاعداء
        غادروه بکربلاء صریعاً             لاسقی الله جانبی (الغیث بعده) کربلاء
«آه ای حسین(علیه‌السلام) من هیچ­گاه حسین(علیه‌السلام) را فراموش نخواهم کرد؛ دشمنان او را هدف نیزه­های خود قرار دادند. آنان او را فریب دادند و  جنازه­اش را در کربلا به خاک افکندند؛ بعد از او خدا آن سرزمین را سیراب نکند.» سبط بن جوزی؛ تذکرة الخواص، قم، شریف رضی، 1418،صص233-234 و الامین، محسن؛ اعیان الشیعه، تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، بی­تا، ج1، ص622.
او در یکی از اشعارش در رثای امام حسین(علیه‌السلام) چنین سرود:
        ان الذی کان نوراً یستضاء به                بکربلاء قتیل غیر مدفون
        سبط النبی جزاک الله صالحه               عنا و حبیت خیر الموازین
        قد کنت لی جبلا صعبا الوذ به               و کنت تصحبنا بالرحم و الدین
       من للیتامی و من للسائلین و من          یغنی و یأوی الیه کل مسکین
       و الله لا ابتغی صهراً بصهرکم                 حتی اغیب بین الرمل و الطین
«به راستی آن کس که نوری روشنی­بخش بود [و مردم از پرتو آن نور بهره می­گرفتند] در کربلا کشته شد و به خاک سپرده نشد. ای سبط پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، خداوند از سوی ما به تو جزای نیک دهد و از تو خسران را دور گرداند. همانا تو برای من کوهی استوار بودی که به آن پناه می­بردم و تو با ما به مهربانی و دینداری رفتار می­کردی. دیگر چه کسی بعد از تو یتیمان و سائلان را دستگیری می­کند و آنها را بی­نیاز می­کند؟ و کیست که مسکینان را پناه می­دهد؟. به خدا قسم؛ پس از او هرگز همسری بر نخواهم گزید تا آن گاه که میان ریگ و گل پنهان شوم.» الاصفهانی، ابوالفرج؛ الاغانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1415، ج16، ص362؛  البری؛ الجوهره فی نسب الامام علی(علیه‌السلام) و آله، تحقیق محمد التونجی، دمشق، مکتبة النوری، چاپ اول، 1402، صص46-47 و الصفدی؛ الوافی بالوفیات، تحقیق احمد ارنؤوط و ترکی مصطفی، بیروت، داراحیاء التراث، 2000، ج14، ص53.
[8]- او اشعار و قصاید بسیاری در رثای پدر سروده است که از جمله این اشعار می­توان به این قصیده اشاره کرد:
          «لا تعذلیه فهم قاطع طرقه               فغینه بدموع ذرف غدفه
          ان الحسین غداة الطف یرشقه        ریب المنون فما ان یخطی الحدقه
          بکف شر عبادالله کلهم                  نسل البغایا و جیش المرق الفسقه
         یا امة السوء هاتوا ما احتجاجکم        غذا و جلکم بالسیف قد صفقه 
کسی را سرزنش مکن که راهش را گم کرده است زیرا از چشمانش اشک فراوان می­بارد. در روز طف (عاشورا) تیری به سوی امام حسین(علیه‌السلام)  پرتاب شد که خطا نمی­رود و از حدقه چشم امام [سجاد(علیه‌السلام)] دور نمی­شود. این کار به دست کسانی انجام شد که بدترین مردم و حرامزاده و خارج از دین و فاسق بودند. ای بدترین امت       دلیل­هایتان را در رستاخیز اقامه کنید شما برهانی ندارید زیرا همه شما او را با شمشیرتان زدید.»ابن­صوفی نسابه؛ المجدی فی انساب الطالبیین، قم، مرعشی نجفی، چاپ دوم، 1422، صص582-583 و  التستری، شهید نورالله؛ احقاق الحق(الأصل)، بی­جا، بی­تا، ج27، ص492.
[9] -البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977،ج3، ص206؛ الطبری، پیشین، ص456؛ الخوارزمى، پیشین، ص39 و ابن نما، پیشین، ص84. در برخی از منابع براین سخنان، سخنان دیگری نیز اضافه شده است برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: سید بن طاوس، پیشین، صص133-134 و البحرانی، پیشین، ص303. ضمن این که در برخی از منابع نیز این سخنان با بیانی متفاوت به ثبت رسیده است.
[10]- ابن­اعثم، پیشین، ص133و سید بن طاوس، پیشین، ص188.
[11]-ابن­سعد، پیشین، ص 489؛ الطبری، پیشین، ص462؛ الخوارزمی، پیشین، ص74 و ابن­اثیر، پیشین، ص86.
[12]-ابن­سعد، پیشین، ص489؛  الطبری، پیشین، ص462؛ الخوارزمی، پیشین، ص74  و سبط بن جوزی، پیشین، ص236.
[13]-الخوارزمی، پیشین، ص74.
[14]-الطبری، عماد الدین؛ کامل بهایی، مکتبة مصطفوی، بی­تا، ج2، ص302؛ مجلسی، پیشین، ج45، ص196؛ محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، آل البیت(علیه‌السلام)، 1408، ج3، ص328 و البحرانی، پیشین، ص422.  
[15]-یحیی بن حسن بن جعفر؛ اخبار الزینبیات، نشر محمد الجواد الحسینی المرعشی، بی­جا، بی­تا، ص115.
[16]-ابن­اثیر؛ پیشین، ص88 و ابن­الجوزی، عبدالرحمن بن علی؛ المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1992، ج6، ص9.
[17]-ابن­عساکر؛ تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دار الفکر، 1415، ج69، ص120؛ ابن­اثیر، پیشین، ص88 و ابن­الجوزی، پیشین، ص9.
[18]- یحیی بن حسن بن جعفر، پیشین، صص115-116.
[19]-همان، ص118.
[20] -الاصفهانی، ابوالفرج؛ مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی­تا، 1992، ص90 و البحرانی، پیشین، ص283.

 

 


0/5 - (0)
 
 
 
1398/07/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید