در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  روزشمار محرم (2)
نویسنده :  سيد علي اكبر حسيني
كلمات كليدي  :  تاريخ،امام حسين عليه السلام، حوادث و رويدادهاي كربلا، گفتگوهاي امام حسين عليه السلام و عمر بن سعد، كثير بن عبداللَّه شعبي، قرة بن قيس حنظلي
ابن­زياد و تلاشهاى او براى فرستادن سپاه به سوى كربلا
  پس از فرود آمدن امام حسین علیه‌السلام به کربلا، عبيداللّه بن زياد، مردم را در مسجد كوفه جمع کرد و سپس بر بالاى منبر رفته پس از حمد و ثناى الهى چنین گفت: «اى مردم؛ شما خاندان سفيان را تجربه كرديد و آنها را آن­ گونه يافتيد كه دوست داشتيد! اين يزيد است كه شما او را به سيرت نيكو و روش پسنديده و نيكى به مردم و مراقبت از مرزها و بخشش به جا می­شناسيد! گو اين كه پدرش نيز اين گونه بود. اميرمؤمنان - يزيد- بر گراميداشت شما افزوده و به من نوشته است تا چهار هزار دينار و دويست هزار درهم را در ميانتان تقسيم كنم و شما را برای جنگ با دشمنش - حسين بن على علیه‌السلام- بيرون بفرستم. پس به [سخنان او] گوش فرا دهيد و از او فرمان ببريد. والسّلام.»
سپس از منبر پایین آمد و عطایای آنان را ميان بزرگانشان تقسيم كرد و آنان را به حركت و همراهى و يارى دادن به عمر بن سعد در جنگ با امام حسين علیه‌السلام فرا خواند.[1]
اندکی پس از این واقعه به عبيدالله خبر رسيد که هر از چند گاهی عده­ای از مردم كوفه به قصد پیوستن به سپاه امام حسين علیه‌السلام از کوفه خارج می­گردند.[2] با دریافت این خبر عبيدالله با ياران خود از كوفه بيرون آمد و در نخيله اردو زد و مردم را وادار به حركت به نخيله نمود.[3] او عمرو بن حريث را به كارگزارى كوفه گماشت و [جهت جلوگیری از پیوستن کوفیان به سپاه امام حسین علیه‌السلام] پل كوفه را در اختيار گرفت و اجازه نداد كسی از آن عبور کند.[4] به دستور عبیدالله بن زیاد، حصین بن تمیم به همراه چهار هزار سپاهی تحت امر او از قادسیه به نخیله فرا خوانده شدند.[5] محمد بن اشعث و کثیر بن شهاب و قعقاع بن سوید نیز از سوی ابن­زیاد مأموریت یافتند تا مردم را آماده نبرد با اباعبدالله الحسین علیه‌السلام کنند.[6] ابن­زياد همچنین سويد بن عبدالرحمن منقرى را به همراه چند سوار به كوفه فرستاد و به او دستور داد تا در كوفه جستجو كند و هر كس را كه از رفتن به جنگ اباعبدالله علیه‌السلام خوددارى كرده است، پيش او بياورد. سويد در كوفه به جستجو پرداخت پس مردى از شاميان را كه براى مطالبه ميراث خود به كوفه آمده بود را بازداشت کرده، نزد ابن­زياد فرستاد. ابن­زياد نیز [جهت ترساندن مردم کوفه] دستور قتل او را صادر کرد. مردم كه چنين ديدند همگی حركت كردند و به نخیله رفتند.[7]
نقل شده در ایامی که مردم کوفه جهت اعزام به کربلا جمع شده بودند یکی از مردان شجاع کوفه به نام عمار بن ابی­سلامه دالانی تصمیم گرفت تا عبیدالله زیاد را در نخیله ترور کند، او مترصد فرصتی برای اجرای این تصمیم بود؛ اما فرصتی برای انجام این کار به دست نیاورد از این­رو از نخیله فرار کرد و خود را به کربلا، نزد امام حسین علیه‌السلام و یارانش رساند او در کنار امام علیه‌السلام باقی ماند تا اینکه در روز عاشورا در رکاب آن حضرت به شهادت رسید.[8]
با گرد آمدن مردم در نخیله، عبیدالله به حصين بن نمير و حجار بن أبجر و شبث بن ربعى و شمر بن ذی­الجوشن دستور داد تا جهت يارى ابن­سعد به لشكرگاه او بپیوندند.[9] شمر اولین نفری بود که فرمان او را اجرا كرد و آماده حرکت شد[10] پس از شمر، زيد (يزيد) بن رَكّاب كَلْبى با دو هزار نفر، حُصَين بن نُمَير سَكونى با چهار هزار نفر، مُصاب مارى (مُضاير بن رهینه مازِنى) با سه هزار تن[11] و حصين بن تميم طهوى با دو هزار سپاهى[12] و نصر بن حَربه (حَرَشه) با دو هزار تن از کوفیان حرکت کردند و به سپاه عمر بن سعد پيوستند.[13] آن گاه ابن­زياد، مردى را به سوى شَبَث بن رِبعى رياحى فرستاد و از او خواست كه به سوى عمر بن سعد حرکت کند. او تظاهر به بيمارى كرد ابن­زياد متوجه شد و به او گفت: «آيا خود را به بيمارى می­زنى؟ اگر گوش به فرمان و مطيع مايى برای جنگ با دشمن ما رو.» شبث چون اين سخن را شنيد حركت كرد و با هزار سوار، به عمر بن سعد پيوست.[14] پس از شبث، حجّار بن اَبجَر با هزار سوار[15] و پس از او محمّد بن اشعث بن قيس كِنْدى با هزار سوار[16] و حارث بن يزيد بن رويم نیز از پى حجار بن ابجر روانه کربلا شدند.[17] عبیدالله بن زیاد هر روزه، در صبح و ظهر، گروهی از نظامیان کوفی را در دسته­های بیست و سی و پنجاه تا صد نفری، به کربلا     می­فرستاد[18] تا اینکه این گروهها در ششم محرم به هم پيوستند و تعداد نفرات سپاه عمر بن سعد را به بیش از بيست هزار تن رساندند.[19] عبيداللّه، عمر بن سعد را فرمانده همه آنان نمود و به همه بزرگان کوفی حاضر در کربلا فرمان داد تا گوش به فرمان و مطيع ابن­سعد باشند. آن گاه ابن­زياد به عمر بن سعد نوشت:
«با فرستادن این همه سواره و پياده، بهانه­اى در جنگ با حسين علیه‌السلام، برايت نگذاشته­ام. دقّت كن كه هيچ كارى را آغاز نكنى جز آن كه صبح و شب با هر پيك بامدادى و شامگاهى با من مشورت كنى. والسّلام »[20]
نقل شده عبيداللّه بن زياد، همواره كسى را به سوى عمر بن سعد روانه می­كرد و از او می­خواست تا در نبرد با امام حسين علیه‌السلام شتاب كند.[21]
 
حبيب بن مظاهر و تلاش براى يارى امام علیه‌السلام  
  پس از گرد آمدن سپاهیان دشمن در کربلا، حبيب بن مظاهر اسدى با دیدن یاران اندک امام علیه‌السلام نزد حضرت علیه‌السلام رفت و گفت: «در نزديكی اين جا طایفه­ای از قبيله بنی­اسد ساکن هستند اگر اجازه بدهید به سويشان می­روم و آنان را به ياری­تان دعوت می­کنم. شايد خداوند بخشى از آنچه را که ناخوش می­دارى به واسطه آنان از تو دور كند.» امام علیه‌السلام اجازه دادند و حبيب شبانه حرکت کرد و خود را به طور ناشناس به بنی­اسد رساند. آنان پس از شناختن حبيب گرد او جمع شدند و از او علت آمدنش را جویا شدند. حبيب گفت: «[درخواستی از شما دارد و این] درخواستم از شما بهتر از هر چيزى است كه ميهمان قومى براى آنان [هدیه] می­آورد؛ نزد شما آمده­ام تا شما را به يارى فرزند دختر پيامبر خدا(ص) فرا بخوانم؛ او در ميان گروهى از مؤمنان است كه هر يك از آنان بهتر از هزار تن است و تا هنگامى كه يكى از آنان چشمى دارد كه با آن می­بيند او را وا نمی­نهند و تسليمش نمی­كنند. اين عمر بن سعد است كه با بیست و دو هزار تن او را محاصره كرده است. شما قوم و قبيله من هستيد. من به شما نصيحتی دارم و آن این که شما امروز مرا در يارى دادن به او اطاعت كنيد تا فردا در آخرت به شرافت برسيد. سوگند ياد می­كنم كه هيچ مردى از شما در راه خدا در رکاب حسين علیه‌السلام شكيبا و با اخلاص، كشته نمی­شود مگر آن كه همراه محمّد(ص) در بالاترين درجه بهشت و نزديك به خدا خواهد بود.» مردى از بنی­اسد به نام بِشْر بن عبداللّه از جا برخاست و گفت: «به خدا سوگند من نخستين اجابتگر اين دعوتم آن گاه چنين سرود:
     قد علم القوم اذا تواکلوا           واحجم الفرسان او تناصلوا
     انی شجاع بطل مقاتل           کاننی لیث عرین باسل
همه می­دانند که چون کار را به یکدیگر وامی­نهند و سواران پا پس می­کشند و یا بی­یار و یاور می­شوند؛ من شجاعانه و قهرمانانه می­جنگیم گویی که شیری قوی و دلاورم.»
مردان قبيله با حبيب بن مظاهر اسدى همراه شدند. خبر به عمر بن سعد رسید. ابن­سعد يكى از يارانش به نام اَزرَق بن حَرب صيداوى را فرا خواند و با چهار صد سوار (پانصد سوار)، به سوى قبيله بنی­اسد فرستاد. بنی­اسد، شبانه به سوى لشكرگاه امام حسين علیه‌السلام در حرکت بودند كه سپاه عمر بن سعد در كناره فرات راه را بر آنان بستند. کار به درگيری کشیده شد. با شدت گرفتن جنگ حبيب فرياد كشيد: «واى بر تو اى اَزرَق؛ تو را با ما چه كار؟ ما را به حال خود وا گذار.» پس از مدتی نبرد، بنی­اسد فرار کردند و به خانه­هايشان باز گشتند. حبیب به تنهایی نزد امام علیه‌السلام بازگشت و آن حضرت علیه‌السلام را از آن چه که اتفاق افتاده بود، باخبر کرد. امام حسین علیه‌السلام فرمود: «لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم».[22]
 


[1]-البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977، ج3، ص178؛ الکوفی، ابن­اعثم؛ الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ص1991، ج5، ص89 و الخوارزمی، الموفق بن احمد؛ مقتل الحسین علیه‌السلام، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی­تا، ج1، ص242.
[2]-ابن­سعد؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، 1993، خامسه1، ص466.
[3]-ابن سعد، پیشین، ص466 و البلاذری، پیشین، ص178.
[4]-ابن­ سعد، پیشین، ص466.
[5]-البلاذری، پیشین، ص178.
[6]-همان، ص179.
[7]-الدینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود؛ الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، 1368ش.، صص254-255 و البلاذری، پیشین، ص179.
[8]-البلاذری، پیشین، ص180.
[9]-الدینوری، پیشین، ص254و البلاذری، پیشین، ص178.
[10]-الدینوری، پیشین، ص254 و ابن­اعثم، پیشین، ص89 و الخوارزمی، پیشین، ص242.
[11]-ابن­اعثم، پیشین، ص89؛ الخوارزمی، پیشین، ص242 و ابن­شهر آشوب؛ مناقب آل­ابیطالب، قم، علامه، 1379ق.، ج4، ص98.
[12]-ابن­سعد، پیشین، ص466.
[13]-ابن­اعثم، پیشین، ص89 و الخوارزمی، پیشین، ص242 .
[14]-الدینوری، پیشین، ص254؛ البلاذری، پیشین، ص178؛ ابن­اعثم، پیشین، ص89 و الخوارزمی، پیشین، ص242.
[15]- البلاذری، پیشین، ص 178؛ ابن­اعثم، پیشین، ص89 و الخوارزمی، پیشین، ص242 .
[16]-شیخ صدوق؛ الامالی، کتابخانه اسلامیه، 1362ش.، ص155.
[17]-در برخی از منابع نقل شده هر گاه ابن­زياد فردی را با گروه زيادى به جنگ و پيكار با امام حسين  علیه‌السلام روانه مى‏كرد آن شخص فقط با عده كمى به كربلا مى‏رسيد چرا كه مردم جنگ با امام حسين علیه‌السلام را خوش نداشتند و آنرا ناپسند مى‏دانستند و از آن سر باز مى‏زدند. الدینوری، پیشین، ص254 و البلاذری، پیشین، ص179.
[18]-البلاذری، پیشین، ص179.
[19]-ابن­اعثم، پیشین، ص90؛ الخوارزمی، پیشین، صص242-243؛ سید بن طاوس؛ اللهوف، تهران، جهان، 1348ش.، ص85 و حلی، ابن نما؛ مثیر الاحزان، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، 1406، ص50.
[20]-ابن­اعثم، پیشین، ص90 و الخوارزمی، پیشین، صص242-243.
[21]-ابن­اعثم، پیشین، ص90 و الخوارزمی، پیشین، ص243.
[22]-ابن­اعثم، پیشین، صص90-91؛ الخوارزمی، پیشین، صص243-244 و البحرانی، عبدالله؛ العوالم الامام الحسین علیه‌السلام، تحقیق مدرسه الامام المهدی(عج)، قم، مدرسه الامام المهدی(عج)، چاپ اول، 1407، صص237-238.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1397/08/23
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید