در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  حكم المستنصر بالله
نویسنده :  قدسيه خدامي
كلمات كليدي  :  امويان، حكم المستنصر بالله، اندلس(قرطبه)، مغرب، زيري بن مناد، حسن بن قنون، جلالقه
حکومت امویان در اندلس از سال 138هـ شروع شد و تا سال 422هـ ادامه یافت. این دوره به دوره­ی طلایی حکومت اسلامی بر اندلس مشهور است. حکم بن عبدالرحمن نیز یکی از خلفای این دوره به شمار می­­آید.
 
شخصیت حکم
حکم، ملقب به المستنصر بالله، فرزند عبدالرحمن الناصر لدین­الله، هفتمین خلیفه­ی اموی اندلس(اسپانیای کنونی) به شمار می­آید. نسب او حکم بن عبدالرحمن بن عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن حکم بن هشام بن عبدالرحمن داخل[1] است. مادرش مهرجان[2] و به نقلی مرجان نام داشت که ام­ولد بود.[3] از جمله کنیه­های وی ابوالمطرف[4] و اباالعاص[5] نقل شده است.
چهره­اش سفید مایل به سرخ، چشم خرمایی، خمیده، دارای صدای بلند، ساق­های کوتاه، جسم تنومند، گردن کلفت، دستانی قدرتمند و شخصیتی جدی بود.[6]
حکم پس از مرگ پدر در رمضان سال 350هـ در سن چهل و هفت سالگی به خلافت رسید.[7] وی شصت و سه سال عمر کرد و بیشتر عمر خود را در دوره­ی طولانی خلافت پدرش که پنجاه سال به طول انجامید،[8] گذراند.
 
جایگاه و مقام علمی حکم
مورخان و سیره­نویسان در کنار نقش حکومتی حکم، از وی به عنوان یک عالم و دانشمند یاد کرده­اند و او را جامع علوم و علاقه­مند به اکرام و احترام دانشمندان دانسته­اند. حکم المستنصر علاقه­مند به جمع علوم شرعی اعم از فقه و حدیث و غیر آن بود. در علم انساب تحقیق می­کرد و بر گردآوری و نگارش قبایل عرب و الحاق آن که نسبش محو شده یا نمی­داند، به قبیله­اش علاقه­ی فراوانی نشان می­داد. علما و راویان احادیث را از آفاق جمع می­کرد، در مجالس بزرگان علمی  حضور می­یافت؛ از آنان می­شنید و نقل می­کرد.[9] وی در علم انساب تنها و بی­مثال،[10] در فرقه­های مذهبی متخصص[11] و در شعر و ادب صاحب نظر بود.[12]
حکم المستنصر کتب فراوانی را در دوره­ی خود گرد آورد که از حیث کثرت و نفاست قابل وصف نبودند[13] به طوری که گفته شده تعداد آنها به چهارصد هزار جلد می­رسید و انتقال آنها شش ماه به طول انجامید.[14] مستنصر برای خرید این کتاب­ها تاجرانی به نقاط مختلف می­فرستاد و اموالی را برای خرید این کتاب­ها در اختیار آنان قرار می­داد تا این که در اندلس به قدری کتب نفیس جمع­آوری شد که تا آن زمان سابقه نداشت؛[15] به عنوان نمونه به منظور دریافت کتاب اغانی، برای صاحب و مولف آن ابوالفرج اصفهانی هزار دینار طلا فرستاده شد. ابوالفرج نیز یک نسخه از آن را پیش از آن که کتاب را برای اهل عراق رونمایی کند برای حکم المستنصر فرستاد.[16] نمونه­های دیگری از این دست نیز در تاریخ ذکر شده است.
 حکم المستنصر در قصر خود اساتید ماهری در صنعت کپی برداری و رونویسی، ضبط و اعراب­گذاری، تنظیم و صحافی گرد آورد که سخت به کار تدوین کتب مشغول بودند؛ لذا در اندلس گنجینه­ای از کتاب به وجود آمد که نه قبل از آن و نه بعد از آن وجود نداشت.[17]
حکم توجه خاصی به کتب جمع­آوری شده داشت و به تصحیح و مطالعه­ی آن می­پرداخت. گفته­اند کمتر کتابی در خزانه­اش پیدا می­شد که او نخوانده باشد و نظری درباره­ی آن نداده باشد. وی معمولا در اول یا آخر کتاب به نسب مولف روز ولادت و وفات و شرح حال او می­پرداخت و انساب روات را ذکر می­کرد.[18] تعداد فهرست­هایی که در آن فقط اسامی کتاب­ها جمع­آوری شده بود، چهل و چهار فهرست بود و هر فهرست پنجاه ورقه داشت که تنها در آن اسم دیوان­ها ذکر شده بود.[19]
 
ولایت حکم المستنصر
حکم در سال 350 ه.ق به امارت رسید. وی زمانی که حاکم شد، با تمام وجود مسئولیت آن را به عهده گرفت و تمام مردم را به بیعت خود دعوت کرد و طی مراسمی تمامی اهل قصر، بزرگان و سپس مردم با وی بیعت کردند.[20] حکم زمانی به حکومت رسید که پدرش بر اندلس و بیشتر سرزمین­های بربر استیلا پیدا کرده بود.[21] در نتیجه چنانچه نقل کرده­اند دوره­ی پانزده ساله­ی حکومت او در آرامش و بزرگی و رفعت بود.[22] بنا به نقل تاریخ وی یکی از بهترین حاکمان آن دوره بود؛[23] نیک سیرت، فاضل، عادل[24] و با رعیت خوش رفتار بود.[25]
از جمله اقدامات داخلی وی می­توان بزرگ کردن مسجد جامع قرطبه(اندلس)، ساخت و تحکیم شهر طلیطله، تنفیذ حکم حرمت خونریزی، مدیریت آب، تاسیس دارالصدقه، تعلیم کودکان ضعفا و ساخت مدارس برای آنان، ایجاد اوقاف برای معلمان فرزندان فقرا،[26] تحریم شرب خمر[27] و... را نام برد.
 
سیاست خارجی حکم المستنصر
اقتدار و ثبات سیاسی حاکم بر اندلس در دوره­ی طلایی که مرهون حکومت و کشورگشایی­های حاکمان پیشین بود سبب شد تا اندلس در زمان حکم از اقتدار کامل برخوردار باشد؛ چنان چه در تاریخ نیز دوره­ی او را دوران آرامش و سربلندی اندلس دانسته­اند[28]. این ثبات سیاسی در عرصه­ی روابط خارجی نیز تاثیرگذار بود و سبب شد که اندلس در صحنه­ی بین الملل نیز از قوت و قدرت خاصی برخوردار باشد. نوع تعامل و برخورد با قبایل مرزی، رومیان، مغربی­ها و... نشان دهنده­ی این برتری است.
 
حکم و قبایل مرزی
در زمان حکومت امویان اندلس، قبایل مرزی مختلفی در اطراف شبه جزیره ساکن بودند که برخی از آنان عبارت بودند از جلالقه(گالیسین­ها)، صقالبه(اسلاوها)، برغواطه و... . پیش از ورود مسلمانان، زمانی که رومیان قسطنتین را تصرف کردند، دین مسیح را رواج دادند؛ چنان که ملتهای مجاورشان از جمله جلالقه، صقالبه، برجان، روس، قبط و حبشه و نوبه به این دین درآمدند.[29] این ملتها در زمان حضور مسلمانان بر دین خود بودند و گاه به نبرد با مسلمانان می­پرداختند و گاه نیز در صلح بودند.
جلالقه (گالیسین ها) از ملت­های فرنگی اندلس بودند که در نواحی کوهستانی شمال اندلس زندگی می­کردند.[30] زمانی که ناصر- پدر حکم- از دنیا رفت، جلالقه به طمع دستیابی به قدرت حمله­ی مرزی را آغاز کردند. حکم شخصا وارد عمل شد و طی نبردی بر آنان غلبه یافت و آنان را شکست داد. وی به همین ترتیب حاکمان محلی دیگر را که یکی پس از دیگری قیام کرده بودند، سرکوب کرد و فتوحات وی در این دوره عظمت یافت.[31] به این ترتیب پس از این شاهد بازگشت سیاست صلح در عرصه­ی روابط با اقوام داخل اندلس هستیم، چنان چه در این زمان هر یک از امرای مناطق مختلف مرزی از جمله امرای جلالقه و صقالبه هیاتی راهمراه با اسقف­های خود برای بیعت و اطاعت نزد حکم می­فرستند.[32]
 
حکم و رومیان
هر چند قبایل داخل اندلس نیز از تیره­ی رومیان بودند، اما آن چه به لحاظ مصداق رومی خوانده می­شد، اقوام خارج از منطقه­ی اسپانیا بودند. در دوره­ی حکم نیز حمله به روم به عنوان جهاد فی­سبیل­الله و مبارزه با مشرکین، امری مقدس تلقی می­شد و به این ترتیب در طی سال­های مختلف حملات گوناگونی به این مناطق صورت گرفت. به عنوان مثال حکم برای اولین بار در سال 351ه.ق به بلاد روم حمله برد[33] و قلعه­ها و شهرهای زیادی را فتح کرد و غنایم بسیاری به دست آورد. سنت حمله به بلاد مشرکین و رسم فتوحات خوانی در این دوره متداول بود؛ به این صورت که در قرطبه و کاخ الزهراء کتاب فتوحات خوانده می­شد و به طور مشروح وقایع فتح، سرزمین های فتح شده و قتل و غارات آن ذکر می­شد.[34]
البته این به معنای داشتن روابط کاملا خصمانه با روم نیست؛ بلکه در مواردی شاهد روابط فرهنگی بین این دو هستیم. به عنوان مثال ملک روم معمار ماهری را برای ساخت مسجد جامع قرطبه به نزد خلیفه حکم فرستاد.[35]
 
حکم و مغرب
قرطبه(اندلس) که در آن دوره تحت حاکمیت سلاطین اموی بود، به لحاظ مجاورت با آفریقا در صدد ایجاد حکومت یکپارچه تحت خلافت امویان در این مناطق بود و به همین لحاظ تلاش سیاسی و نظامی پیگیری را برای خارج کردن آن مناطق از دست حکومت شیعی آفریقا به حاکمیت معد بن اسماعیل معروف به المعز لدین­الله فاطمی[36] دنبال می­کرد. در اولین قدم حکم به دنبال جذب قبایل به سمت خود بود؛ ملوک زناته یکی از گروههایی بودند که به حکم و خاندان اموی گرایش پیدا کردند. کشته شدن زیری بن مناد عامل معد بن اسماعیل بر غرب زمینه­ی مناسبی را برای حضور امویان فراهم کرد. زیری توسط یکی از عوامل خود به نام جعفر بن حمدون (حاکم مسیله) که به امویان گرایش پیدا کرده بود و در صدد پیوستن به ملوک زناته بود، کشته شد. جعفر پس از قتل، سر زیری را نزد حکم برد و خود را به او نزدیک کرد و دعوت شیعه را کنار گذاشت و به این وسیله فتح بزرگی نصیب حکم گردید.[37] پس از آن زمینه برای حملات اساسی به غرب (شمال آفریقا) آماده شد به طوری که در سال361ه.ق حکم المستنصر جنگهای بزرگی علیه غرب به راه انداخت، به خصوص پس از نقض عهد حسن بن قنون که به شیعیان فاطمی گرایش پیدا کرده بود. در این جنگ­ها که مدت­ها به طول انجامید سرانجام شیعیان به رهبری حسن بن قنون در سال 363ه.ق شکست خوردند و سرزمین­هایشان به دست کارگزار حکم افتاد. در نتیجه حسن از جنگ دست کشید، اعلام عقب­نشینی کرد و پسرش را برای عذرخواهی نزد حکم فرستاد. پس از آن نیز حسن به همراه ادریسی­های حسنی که از امرای غرب بودند شکست خورده بر حکم وارد شدند.[38]
 
حکم و مجوس­ها
یکی دیگر از گروههایی که حکم با آنان مواجه بود، مجوس­های ادرمانی بود که شهرهای مرزی را مورد هجوم خود قرار می­دادند. در سال 355ه.ق مجوس­ها از راه دریای کبیر وارد اشبونه، یکی از شهرهای ساحل غربی اندلس شدند و به قتل و غارت مردم پرداختند. حکم در صدد پاسخ به این حمله برآمد و برای جلوگیری از تکرار این پیشامد یک گارد نظامی ساحلی در آن منطقه مستقر نمود.[39]
 
شخصیت روایی
حکم از قاسم بن اصبغ، احمدبن دحیم، محمد بن محمد بن عبدالسلام و زکریا بن خطاب و... روایت شنیده و وی را در آنچه نقل کرده است ثقه دانسته­اند.[40]
 
وفات
وی در اثر ابتلا به بیماری فلج و زمین گیر شد[41] و تا زمان مرگ جعفر بن عثمان به تدبیر امور می­پرداخت. سرانجام وی در سال 366ه.ق پس از شانزده سال حکومت از دنیا رفت.[42]
 
 
 
 


[1] -مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، تحقیق خ.س کولان- لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه، ج2، ص233
[2] -همان
[3] -بی نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، قاهره، ص59
[4] -مراکشی، پیشین
[5] -المعجب، پیشین و ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی،چاپ دوم، 1413، ج26، ص359
[6] -مراکشی، پیشین وابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر داربیروت، 1385، ج8، ص677 وابن خطیب، پیشین،الاحاطه فی اخبار غرناطه، تحقیق محمد عبدالله عنان، مصر، دارالمعارف،ج1، ص486
[7] -ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، 1985، ج1، ص200 و المعجب، پیشین
[8] - المراکشی، پیشین،ص 232
[9] - ابن ابار، پیشین، ص203و 201
[10] -المقری التلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، 1968، ج1، ص395 و ابن خطیب، پیشین، ص486
[11] -ابن اثیر، پیشین
[12] -حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق ارناووط،دمشق- بیروت، دار ابن کثیر، چاپ اول, 1406، ج4، ص352
[13] -ذهبی، پیشین، ص358
[14] -المقری، پیشین، ص 395
[15] -المعجب، پیشین، ص61 و المقری، پیشین، ص386
[16] - بی نام، المغرب فی حلی المغرب، تحقیق شوقی زید، قاهره، دارالمعارف،چاپ چهارم،1119، ص186 و المعجب، پیشین، ص 61  و ابن ابار، پیشین، ص201 نمونه های دیگری از این دست نیز در این منبع ذکر شده است.
[17] -المعجب، همان و المقری، پیشین، ص386( البته در مورد ناصر عباسی نیز چنین قضیه ای رادر همین منابع نقل کرده اند.)
[18] -ابن ابار، پیشین، ص202 و ذهبی، پیشین، ص359
[19] -  المغرب فی حلی المغرب، پیشین، ص186 و ابن ابار، پیشین، ص 203 و المعجب، پیشین، ص59 وابن حزم، جمهره انساب العرب، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1403، ص100
[20] - المقری، پیشین، ص387
[21] -ابن حزم، پیشین، ص100
[22] -ابن حزم، همان و ابن ابار، پیشین، ص203
[23] -ابن کثیر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، 1407، ج11، ص284
[24] -ابن ابار، پیشین، ص200
[25] -ابن حزم، پیشین، ص100
[26] -ابن عذاری، پیشین، صص 233-249(خلاصه)
[27] -ابن ابار، پیشین، ص203 و ابن کثیر، پیشین، ص 284 و  المغرب فی حلی المغرب، پیشین، ص186
[28] - ابن حزم،پیشین، ص100 وابن ابار، پیشین، ص203
[29] -ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون،ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1375، چاپ هشتم،ج1، ص82
[30] -همان، ص489
[31] - المقری، پیشین، ص383
[32] -المقری، پیشین، ص 384 و ابن عذاری، پیشین، ص235
[33] -ابن عذاری، پیشین، ص234
[34] -همان، ص238
[35] -همان، ص237
[36] -ابن حیان، المقتبس فی اخباربلد الاندلس، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، 1983،صص26 و27
[37] -همان، صص32-37 و ابن عذاری، پیشین، ص242
[38] -ابن عذاری، پیشین، صص246-248
[39] -ابن عذاری، پیشین، ص239 والمقری، پیشین، ص383 و ابن حیان، پیشین، ص23
[40] ذهبی، پیشین، ص358 و المقری، پیشین، ص395
[41] -المقری، پیشین، ص396
[42] -ابن عذاری، پیشین، ص253

 


0/5 - (0)
 
 
 
1398/07/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید