در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نظريه اخلاقي مكتب نوافلاطوني؛ تهذيب نفس و دوري از لذات حسي
منابع  :  خبرگزاري مهر
كلمات كليدي  :  مكتب نوافلاطوني_لذات حسي
نوع مقاله : نشريات
خلاصه  :  در مكتب نوافلاطوني عالم مجموعه اي از فيض واحد قلمداد مي گردد، همه چيز از اوست و به سوي او باز مي گردد. فرد براي طي مراتب صعود و نائل آمدن به مبداء واحد بايست اقدام به تهذيب نفس و دوري از لذات حسي و خيالي كند. مكاتب اپيكوري و رواقي مناسب طبقه مرفه و تحصيل كرده بودند كه از غم نان و معيشت رسته اند و در انديشه نيازهاي رواني عالي تر و معنوي اند. پس از سقوط امپراتوري روم و ناتواني خارج از حد مردم در اداره مادي زندگي خويش و مسلط شدن جو نوميدي، نارضايتي و بدبيني بر جامعه، علاقه به يافتن راه هاي فوق طبيعي از نوع آئين هاي ديني براي نجات فزوني يافت.
خبرگزاري مهر- گروه دين و انديشه: در مكتب نوافلاطوني عالم مجموعه اي از فيض واحد قلمداد مي گردد، همه چيز از اوست و به سوي او باز مي گردد. فرد براي طي مراتب صعود و نائل آمدن به مبداء واحد بايست اقدام به تهذيب نفس و دوري از لذات حسي و خيالي كند.
مكاتب اپيكوري و رواقي مناسب طبقه مرفه و تحصيل كرده بودند كه از غم نان و معيشت رسته اند و در انديشه نيازهاي رواني عالي تر و معنوي اند. پس از سقوط امپراتوري روم و ناتواني خارج از حد مردم در اداره مادي زندگي خويش و مسلط شدن جو نوميدي، نارضايتي و بدبيني بر جامعه، علاقه به يافتن راه هاي فوق طبيعي از نوع آئين هاي ديني براي نجات فزوني يافت.
فلسفه نو افلاطوني به رهبري افلوطين(Plotinus) در حدود 270-204 مرسوم شد. فورفوريوس شاگرد او خطابه هاي او را مدون كرد. آموزه هاي او از نوع عرفان عرفان رياضت گروانه است.
عنوان نوافلاطوني را نه خود افلوطين اختيار كرده است، نه استاد او و نه شاگردانش؛ بلكه محققان اروپايي در اواسط قرن نوزدهم براي متمايز كردن نظام فلسفي افلوطين از فلسفه افلاطون اين عنوان را به كار بردند.
اطلاق اين عنوان براي اين است كه نشان دهند اين فلسفه در اصل بر نظريات افلاطون و ارسطو مبتني است. افلوطين معتقد بود به رغم انتقادهاي ارسطو از افلاطون، اساس مابعد الطبيعة ارسطو افلاطوني است.
او مانند استادش آمونيوس معتقد بود كه آراي افلاطون و ارسطو از اساس يكي است؛ بدين سبب، فلسفه او هم از فلسفه افلاطون و هم از فلسفه ارسطو متأثر بود. به اعتقاد او جمع اين دو ممكن است؛ زيرا اختلاف ارسطو با استادش در جزئيات بود نه در اصول كلي؛ به همين دليل، اين فلسفه را نوافلاطوني و فلاسفه اي را كه پيروان آن بودند، نوافلاطونيان يا افلاطونيان جديد ناميدند.
افلوطين به عنوان نماينده مهم مكتب نوافلاطوني كمي بيش از حد متاثر از فلسفه افلاطون است، چنان كه خود فلسفه خود را «تفسير اشارات و رموز فلسفه افلاطون مي داند». او افلاطون را «داننده اسرار مقدس» مي داند. وي در اكثر رسايل ۵۴گانه خود اشاره اي به جملات افلاطون دارد و به تفسير آنها مي پردازد.
افلوطين چنان شيداي افلاطون است كه حتي آراي جديد خود را هم در دهان او مي گذارد، تا جايي كه معتقد است افلاطون نيز در يكي از نامه هاي خود اقنوم هاي سه گانه را مورد توجه قرار داده است.
بايد توجه داشت كه افلاطون از ديد فلوطين يك حكيم الاهي است نه يك حكيم سياسي. او در ميان آثار افلاطون بيشتر به رساله «تيمائوس» توجه دارد (تنها رساله اي كه افلاطون در آن به تبيين جهان و نقش صانع در ساخت عالم اشاره مي كند) و از آراي سياسي افلاطون در رسايل جمهور، مرد سياسي و قوانين چشم پوشي مي كند. به نوعي مي توان گفت افلوطين افلاطون را يك عارف تفسير مي كند نه يك مرد سياسي.
در مكتب نوافلاطوني عالم مجموعه اي از فيض واحد ( The One) قلمداد مي گردد، همه چيز از اوست و به سوي او باز مي گردد. فرد براي طي مراتب صعود و نائل آمدن به مبداء واحد( و به تعبير عرفان اسلامي رسيدن به لقاءَ الله) بايست اقدام به تهذيب نفس و دوري از لذات حسي و خيالي كند.
نفس از طريق نفي ذات (Self Denial) و آخرت انديشي فرآيند تطهير را طي مي نمايد و عالم داني و خاكي را كه خانه زحمت و اضداد و رنج كشيدن است به سوي سراي قرار و آرامش و امنيت كامل ترك مي گويد. بخش اعظم اين انديشه در الهيات يهودي، مسيحي و اسلامي جذب شده است.
نقص بزرگ تفكر نوافلاطوني و متفكر آن افلوطين اين است كه در آن همه چيز حوالت به تقدير مي شود و كمتر جايي براي كوشش و سعي مي ماند، اما در كنار آن تساهل و مداراي به شدت عجيبي وجود دارد، چرا كه بدها نيز به اندازه خوبان قابل احترام اند و صحنه نمايش با آنها جذاب مي شود. پيام افلوطين در مورد زندگي در يك كلام خلاصه مي شود: «زندگي را جدي نگير».

0/5 - (0)
 
 
 
1398/07/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید