در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نگرش اسلامي به زندگي؛ اميد به رحمت خداوند
منابع  :  خبرگزاري مهر
كلمات كليدي  :  نگرش اسلامي به زندگي؛ اميد به رحمت خداوند
نوع مقاله : نشريات
خلاصه  :  : در سبك زندگي اسلامي، از اينكه مؤمن، از مشكلات ناله و شكوه داشته باشد بسيار نكوهش شده است. از نگرش اسلامي به زندگي به استمرار داشتن زندگي از دنيا به سوي آخرت و مراحلي از زندگي گذشته است و مراحلي در پيش است پرداخته شد اينك ادامه مطلب از نظر مي گذرد.
خبرگزاري مهر-گروه دين و انديشه: در سبك زندگي اسلامي، از اينكه مؤمن، از مشكلات ناله و شكوه داشته باشد بسيار نكوهش شده است.
از نگرش اسلامي به زندگي به استمرار داشتن زندگي از دنيا به سوي آخرت و مراحلي از زندگي گذشته است و مراحلي در پيش است پرداخته شد اينك ادامه مطلب از نظر مي گذرد.
ج) كوچك بودن زندگي دنيا نسبت به زندگي آخرت
اين دنيا از نظر زماني كوتاه و غير قابل مقايسه با آخرت است. آخرت هميشگي است و خلود دارد اما دنيا فاني است. متاع اين دنيا بسيار كم است و آخرت براي افراد متقي بهتر است دنيا مادي است و ماده محدوديت دارد، چون اصالت انسان با روح او است.
دنياي مادي براي او مرحله اول و مرحله پايين محسوب مي شود و به تعبير قرآن بازي است. متاع غرور و گمراهي است. خود اين دنيا هيچ ارزشي نفسي ندارد بلكه فقط خلق شده است تا معلوم شود كدام يك از انسان ها عمل نيك انجام مي دهند و كدام عمل بد و هر كس كه طغيان كند و زندگي دنيا را اصل قرار دهد و هيچ به فكر زندگي اخروي نباشد، جايگاه او جهنم است. رستگار كسي است كه خود را پاك گرداند و نام پروردگار را ياد كند و ليكن شما زندگي دنيا را بر مي گزينيد در حالي كه آخرت نيكوتر و پايدارتر است.
د) خوش بين و اميدوار بودن به زندگي
زندگي نعمتي است كه خداوند در اختيارمان قرار داده است، بايد آن را قدر بدانيم و از آن استفاده كنيم. با توجه به نگرش هاي اسلامي به هستي، مشكلات، خود، ديگران و ....، جايي براي بدبيني فرد مسلمان نسبت به زندگي وجود ندارد؛ چرا كه هر چيزي دقيق محاسبه مي شود، تمام سختي ها محاسبه مي شود، فعاليت هاي فرد محاسبه مي شود، به كسي ظلمي نخواهد شد.
هر كار خوبي ده برابر پاداش دارد. نشاط و فعاليت هاي فردي و اجتماعي بسيار مورد توجه است. نوعي مثبت نگري واقع بينانه حاكم است. براي مثال الف) بايد به خوشايندي هاي آينده اميدوار باشيم. در سبك زندگي اسلامي، از اينكه مؤمن، از مشكلات ناله و شكوه داشته باشد بسيار نكوهش شده است. ب) بايد نعمت هاي كنوني را دريابيم. يكي از ياران امام هادي(ع) به نام ابو هاشم جعفري، از وضعيت سخت خود، نزد آن حضرت شكوه كرد، حضرت فرمود: «اي ابو هاشم، كدام يك از نعمت هاي پروردگار را مي خواهي شكر بگذاري؟» [و پس از لحظه اي سكوت دوباره فرمود] «خداوند ايمان را روزي تو ساخت و در نتيجه بدنت را بر آتش جهنم حرام كرد، سلامتي را روزي تو ساخت، پس تو را بر اطاعت خداوند ياري كرد، قناعت را روزي تو كرد و از ابتذال مصون داشت». ج) بايد پاداش تحمل مشكلات را به خودمان يادآور شويم. پيامبر(ص) مي فرمايد:« اگر آنچه را كه براي شما ذخيره شده است مي شناختيد، بر آنچه از شما گرفته شده است غمگين نمي شديد». امام صادق(ع) به يكي از ياران خود كه بيمار شده بود فرمود:«اگر مؤمن مي دانست كه چه اجري در مصيبتها دارد، آرزو مي كرد كه با قيچي قطعه قطعه شود».
ه) بايد نسبت به پروردگار هم اميدوار و هم مواظب رفتارهايمان باشيم
براي كسي كه خدا را شناخته، سزاوار است كه قلبش از اميد و ترس از خدا تهي نباشد، البته هر قدر فرد معرفت بيشتري به خدا داشته باشد، درجه بالاتري از ايمان در او ايجاد مي شود، در قلبش اميد به رحمت پروردگار و ترس از غضب او بيشتر مي شود و هيچ يك از اين دو، عرصه را بر ديگري تنگ نمي كند. از اين رو امام علي(ع) مي فرمايد:« نهايت معرفت خدا، ترس از خداست». مؤمن در جمع خوف و رجا، هيچ گاه خود را به واسطه خوف، در نوميدي كه گناه بزرگ تري است، قرار نمي دهد، و به واسطه اميد در دام بي بند و باري نمي افتد. خوف و رجا امري تشكيكي و ذومراتب است و داراي حد نصابي است كه مؤمن بايد حداقل مرتبه آن را داشته باشد.
اگر اميد انسان به رحمت خداوند به گونه اي باشد كه فكر كند كارهاي او ديگر دخالتي در آن ندارد و خدا همه را مي آمرزد، گستاخ مي شود و از ارتكاب گناهان باكي ندارد. اين اميد، واقعيت ندارد و نيز حدي از رجا كه موجب انجام اعمال خوب مي گردد، لازم است و ميان اين دو بايد توازن برقرار باشد.انسان هلاك مي شود و اگر خوف بيش از رجا باشد و فرد فكر كند كه چون مرتكب گناهي شده است حتماً به جهنم خواهد رفت، چنين فردي بايد توبه كند و با انجام كارهاي نيك، به رحمت و آمرزش خداوند اميدوار باشد.
خوف ، يعني دردمند شدن دل و سوختن آن به سبب توقع رنج در آينده و رجا، يعني انتظار واثق به بخشش و مغفرت پروردگار، اما هر كه با خداي متعال انس پذيرد و حق، دل او را مُلك گيرد و در لذت حال غرق شود و دائم جمال حق بيند، او را به مستقبل التفاتي نماند، پس او را خوف و رجا نباشد، بلكه حال او عالي تر از خوف و رجا شود، لكن اين از اوصاف خواص است و به هر كس ندهندش .
و) زندگي دنيا، مزرعه آخرت است (آخرت تداوم بخش دنياست)
اين دنيا، امكاني براي رشد دادن روحمان، چه اينكه اگر از اين امكان برخوردار نباشيم، چگونه مي توانيم خودمان را رشد دهيم و به لذت ها و مقام هاي بالاي انساني برسيم؟ اينجا هر كاري انجام دهيم، چه خوب چه بد، آن را در قيامت خواهيم ديد. هر كسي كوله بار خود را دارد و نه بيشتر و نه كمتر. كسي كه گمراه است به سوء اختيار خود گمراه شده است. همه چيز دقيقاً معلوم است. اما البته خداوند از روي لطف خود فرموده است كسي كه خطايي كند به همان مقدار مجازات خواهد شد و كسي كه كار شايسته اي انجام دهد ده برابر پاداش داده خواهد شد. مزرعه دار در فصل كشت، آمادگي دارد كه خود را خسته كند و بيشتر و بهتر بكارد تا در زمان درو، محصول بيشتر و بهتر داشته باشد نگاهش و اميدش به فصل درو است.
ز) زندگي (به تبع كل هستي) هدفمند است
انسان الزاماً يك مطلوب نهايي را دنبال مي كند و كارهايي را كه انجام مي دهد براي دستيابي به آن خواهد بود، گرچه ممكن است چيزي كه براي كسي هدف نهايي است، براي شخص ديگر نهايي نباشد، ولي معلوم است كه شخص دوم نيز نهايتاً به دنبال رسيدن به يك هدف نهايي ديگر است. وقتي سخن از هدف نهايي گفته مي شود الزاماً هدف آشكار و خود آگاه فرد مورد نظر نيست، بلكه هدفي است كه تمام وجود فرد را تسخير كرده است.
در روايات، راجع به هدف زندگي، تعبيرهاي متفاوتي به كار برده شده است، گاه گفته مي شود: بهشت، برترين هدف است گاه اخلاص را عالي ترين هدف مي دانند، گاه از خداوند مي خواهند كه راضي بودن به قضا و قدر الهي را منتهاي عزم و هدف آنها و عالي ترين همت و مقصد آنها قرار دهد. گاهي گفته مي شود: هدف نهايي دين، ايمان است و هدف نهايي ايمان، يقين.
بر اساس سخن امام علي(ع) خداوند سبحان با يكي از اين سه عبادت مي شود، ترس، اميد و محبت. و اين خود نشانگر تفاوت اهداف آنها در زندگي است. بعضي اسير ترس هستند بيشتر به سمت عبادت كشيده مي شوند. بر بعضي ديگر حس طمع و اميد غلبه دارد و با انديشه بيشتر، اميد و طمعشان بيشتر مي شود و عبادت بيشتري مي كنند. دسته سوم، عارف به مقام الهي اند خداوند را نه از ترس كيفر و نه طمع پاداش، بلكه چون او شايسته عبادت و پرستش است مي پرستند و جز رضايت او را نمي طلبند. پويندگان اين راه(محبت) دو راه ديگر را خالي از شرك نمي بينند، زيرا اگر آن دو گروه مي توانستند بدون عبادت خداوند به هدف برسند، خدا را نمي پرستيد.
ح) اصل در زندگي انسان، زندگي اجتماعي است
با يك نگاه سطحي و سريع به قرآن مي شود فهميد كه اسلام دين زندگي اجتماعي است، شايد بشود گفت كه اين موضوع نياز به توضيح و استدلال ندارد. قوانين زندگي (مربوط به خريد و فروش، ازدواج، خانواده، جنگ و صلح، رابطه اخلاقي افراد با يكديگر، بسياري از عبادات، توجه به امور سياسي و اداره حكومت، احكام ارث، وصيت، ديات، قصاص و ... همه و همه) كه در قرآن آمده است بيشتر اجتماعي است.
البته مواردي مثل برخي عبادات نيز كاملاً فردي اند. واژه هايي مثل«قوم»، « ناس»،«امت»،«قريه» ، «اناس» و ... هر كدام به خوبي، گوياي اين مطلب هست كه اصل در زندگي انسان، زندگي اجتماعي است، به سخن ديگر، از ديدگاه اسلام، انسان از انزوا و رهبانيت و زندگي فردي منع نشده است، ولي نبايد چنين تلقي شود كه انسان در تكاليف، نيز اجتماعي است، بلكه كاملاً بر عكس است، يعني فرد فرد انسان ها، تكليف دارند و هر كسي نتيجه اعمال خود را مي بيند؛ عمل نكردن ديگران به تكليف، به هيچ وجه دليل و توجيهي براي عمل نكردن ما نمي شود. بسياري از بزرگان ديني، انبيا، ائمه، و اولياي الهي، در زمان و شرايطي به تكليف ديني عمل مي كردند كه هيچ كس با آنها همراهي و تأييدشان نمي كرد، بلكه همه با آنها مخالفت مي كردند و مي جنگيدند.

0/5 - (1)
 
 
 
1398/07/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای مشاهده سایت گروه فناوری اطلاعات کلیک کنید